هنگامى كه آيهء شريفهء : * ( وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ ) * ( 1 ) : بترسان خاندان نزديكت را ( اى پيامبر ) نازل شد ، پيامبر بر فراز كوه صفا رفت و بستگان خود را جمع كرد و فرمود :
اى فرزندان عبد المطلب و هاشم و عبد مناف و قصى ، جان خود را بخريد ، زيرا من نمىتوانم شما را حفظ كنم ، سپس فرمود : اى عباس عموى پيامبر و اى صفيّه عمّهء پيامبر و اى فاطمه دخت پيامبر ، و همين طور همه را بنام خواندند ، و فرمودند : در قيامت مردم حامل آخرت نباشند ( 2 ) و شما ( بستگان من ) بگوييد : ما محمد صلَّى الله عليه و آله و سلم را داريم و بعد مرا صدا بزنيد ، ولى من روى برگردانم ( چون اعمال ناپسند از شما سر زده ) ، سوگند به خدا دوستان من از ميان شما ، فقط پرهيزگاران هستند .
و * ( إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ الله أَتْقاكُمْ ) * ( 3 ) گرامىترينتان نزد خدا ، پرهيزكارترين شماست .
ورود پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلم در ساعت آخر عمر به بقيع
در روايت آمده ، وقتى پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلم به همان مرضى كه از دنيا رفتند ، بيمار شدند ، دستمالى به سر بسته و طرف راستش بر دوش على عليه السّلام و طرف چپش بر دوش فضل بن عباس ، به سوى قبرستان بقيع حركت كردند ، و بيشتر مردم همراه حضرت بيرون آمدند ، و فرمودند : اى مردم زمان رفتنم فرا رسيده ( 4 ) و
هامش
( 1 ) شعرا / 214
( 2 ) علامهء شعرانى : و في تفسير الطبرى اى بنى هاشم من در قيامت با شما الفت نمىگيرم اگر حامل دنيا باشيد و ديگران حامل آخرت .
( 3 ) حجرات / 13
( 4 ) علامهء شعرانى :
قد آن منّى خفوقى
اى دنى اجلى : اجلم سر رسيده و در جاى ديگر اين كلمه در اين مورد استعمال نشده است .