تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
مىرساند ، و اگر مىدانستيد ، آنچه من مىدانم ، كمتر مىخنديديد و بيشتر به حال خود گريه مىكرديد ، و در كوهها جاى مىگرفتيد ، و بر اعمالتان ناله و زارى سر مىداديد ، و اگر چهارپايان ، در بارهء مرگ ، آنچه شما مىدانيد ، مىدانستند ، هرگز گوشت فربه و چاق نمىخورديد ، زيرا از ترس و وحشت ، گوشتى بر بدنشان نمىروييد ( 1 ) ! . فرمود : ( 2 ) آرى اگر مىدانستيد اموال خود را بدون نگهبان رها مىكرديد ، و كسى ( و دزدى ) به سراغ آنها نمىرفت ، اما آنچه مىدانستيد فراموش كرديد و خيالتان آسوده گشته است ، و رأى و انديشهء شما مبهم و كارتان متشتّت شده ، سوگند به خدا دوست دارم خداوند مرا به كسانى كه بهتر از شما هستند ، ملحق سازد ، سوگند به خدا آنان مردمى ، درست انديشه و كاردان و راستگو بودند ( 3 ) و ظلم و ستم روا نمىداشتند و بر جادّهء مستقيم و راه هدايت و رستگارى شتافتند ، و به خوشى جاويدان و كرامت دائم رسيدند ، سوگند به خدا پس از من ، پسر ثقيف خودخواه متكبّر ستمكار بر شما مسلَّط مىگردد ، و دسترنج شما را مىستاند و گوشت بدنتان را آب مىكند ( يعنى از ترس او لاغر مىشويد ) و شما را رنجور مىسازد ، آرى مىآيد « ابا وذحه » ( 4 ) ( يعنى
هامش
( 1 ) علَّامهء شعرانى : ما بقى من الانعام سمين حتى تأكلوه : حيوانى فربه نمىشد تا از آن بخوريد . ( 2 ) در متن كتاب از قول پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم نقل شده ، ولى چنان كه پيداست ، اين حديث از حضرت امير عليه السّلام است . ( 3 ) قوم مراجيح الى الحكما و العلماء : گروه رجحان يافته كنايه از حكيمان و دانشمندان و افراد تيز زبان است . ( 4 ) علَّامهء شعرانى : ابا وذحه در نهج البلاغه آمده و سيّد رضى آن را سوسك دانسته و مىگويد اشاره به حجّاج است كه داستانى با آن حيوان داشته كه جاى ذكرش نيست .