مردمان ( دنياپرست ) نزد ايشان چون مرده تلقى مىگردد ، و خدا را حىّ و بزرگوار ( 1 ) مىدانند ، پشتكنندگان را به ( خدا ) دعوت مىكنند و به واردين مهربانى بسيار كنند و دنيا و آخرت در نظرشان يكسان است .
اى احمد ! آيا مىدانى زاهدان نزد من چه مقامى دارند ؟
عرض كرد : نه خداى من .
فرمود : در روز رستاخيز كه مردم به پاى حساب مىروند و به اعمالشان سختگيرى مىشود ، ايشان از حساب در امانند ، و كوچكترين چيزى كه در آخرت به زاهدان مىبخشم ، همهء كليدهاى بهشت است تا هر درى را كه مىخواهند بگشايند ، و رويم را از آنان نمىپوشانم و آنان را به اقسام نعمتها مثل تكلَّم با آنان ، خشنود مىسازم ، و ايشان را در جايگاه « صدق » مىنشانم و اعمال نيك و رنجى كه در دنيا ديدهاند ، به يادشان مىآورم و چهار در را به رويشان مىگشايم :
درى كه صبح و شام هديهها از سوى من به سويشان گسيل مىگردد ، و درى كه از آن به سوى من بدون سختى و هر گونه كه خواستند ، مىنگرند ، و درى كه از آن به اهل آتش نگاه مىكنند ، و ستمكاران را مىبينند كه به چه عذابهايى گرفتارند ، و درى كه از آن كنيزكان ( 2 ) و حور العين نزدشان مىروند .
پرسيد : خدايا اين زاهدان چه كسانى هستند ؟
فرمود : زاهد كسى است كه خانهاى ندارد تا خراب شود و برايش مغموم گردد و فرزندى ندارد كه از مرگش محزون شود و مالى ندارد كه از دستش برود و برايش اندوهگين شود و كسى او را نمىشناسد ، تا لحظهاى از ذكر خدا بازش بدارد ، و پس ماندهء غذا ندارد ، كه در بارهاش از او بازخواست شود ، و جامهء نرمى هم ندارد .
هامش
( 1 ) علَّامه شعرانى : شايد كرماء باشد كه صفت آن بندگان است يعنى : بندگانى كريمند .
( 2 ) علَّامه شعرانى : وصيفه جمعش وصايف به معناى كنيزك و جاريه است .