كسب نمود ، و مجالست علما بر علم انسان مىافزايد . ( 1 ) و روايت شده كه جبرئيل بر آدم عليه السّلام نازل شد و گفت : مأمورم كه تو را ميان سه چيز مخيّر نمايم تا يكى را اختيار كنى ؟ پرسيد : آن سه چيز چيست ؟
گفت : عقل ، حيا و ايمان ، آدم فرمود : من عقل را اختيار مىكنم ، جبرئيل به حيا و ايمان گفت : شما برويد ؟ گفتند : ما مأموريم كه از عقل جدا نشويم .
( پس هر كجا عقل باشد ، آن دو صفت نيز هست ) .
مؤلف گويد : هر چيزى سرچشمه و منشأى دارد ، و سرچشمهء ادب ، عقل است كه خداوند ، آن را در بندگانش قرار داده ، تا او را بشناسند ، و پايهء دين عقل است ، و براى دنيا دارى ستون و وسيلهاى است براى سلامتى از مهالك ، به سبب عقل خداوند تكليف را بر بندگان واجب نموده و ميان انسانها الفت ايجاد كرده ، با اينكه با يك ديگر اختلاف سليقه و فكر و هدف و مقصد دارند ، و خداوند عقل را در انسان به وديعه نهاد ، تا روزى او را ( در آخرت از عذاب ) رهايى دهد ، و عقل بهترين مشاور و خيرخواهترين دوستان و بهترين همنشين و خوبترين ياور و بهترين عطيهء الهى به انسان است و بدترين چيزى كه انسانها گرفتار آن مىشوند ، جهل و نادانى است ، و چه زيبا گفته شاعر عرب : ( 2 ) هنگامى كه عقل مرد به كمال برسد ، همهء اموراتش به خوبى انجام مىشود ، و دستياران و ستايشگرانش بسيار مىگردد .
حضرت رسول صلَّى الله عليه و آله و سلم فرمود : عقل عبارت از نورى در قلب است كه به
هامش
( 1 ) علَّامه شعرانى : افاده يعنى اخذ فائده و بخشيدن آن و مراد از ولادت عقل فطرى است كه خداوند در مردم قرار داده و به سبب تعليم و تعلم بالفعل مىگردد ، و حكما گفتهاند عقل هيولائى و تدريجا مستفاد مىگردد .
( 2 )اذ تمّ عقل المرء تمّت اموره
و تمّت اياديه و تمّ ثنائه