اگر كسى اموال بسيارى داشته باشد و از آفات هم در امان بماند ، باز هم هنگام مرگ ، جز اندوه و حسرت ، سودى عايدش نمىگردد ( 1 ) و در قيامت نيز ، گرفتار طول حساب و كتاب خواهد بود چرا كه اموالش نصيب شوهر آيندهء همسر و عروس و دامادش مىگردد كه در نهايت يكى از آنان و يا همهء آنان ، مال را به ارث مىبرند و جز اندوه حاصل ديگرى در برندارد .
و نيز از عبادتش باز مىماند و لذّت مالش را كسانى خواهند برد ، كه فايدهاى به او نمىرسانند . ( 2 )
نتيجهگيرى و حاصل مطلب
پس نتيجهء ثروت ، اين است كه همواره مال و جان صاحبش در خطر است ، زيرا اگر در بيابان باشد ، احتمال دارد كه گرفتار دزدان شود ، كه علاوه بر گرفتن مال ، ممكن است خودش را هم به قتل برسانند و اگر در دريا باشد ، هميشه خطر غرق او را تهديد مىنمايد .
اما فقير ، از همهء اين مسائل ، خيالى آسوده دارد ، و همهء توجّه او به سوى ، خداست ، زيرا غم دنيا را ندارد ، و به مقدارى كه شكم او را سير كند ، خرسند است و به لباسى كه بدنش را بپوشاند ، قانع مىباشد .
يكى از بزرگان گفت : فقير از چه چيز در امان است و غنى به همان سه چيز گرفتار : يكى ظلم حاكم ديگرى حسادت همسايگان ، و سوم نيرنگ و چاپلوسى مردمان .
و ديگرى گويد : سه چيز سبب حراست از فقير است ، يقين ، فراغت دل ، و
هامش
( 1 ) علَّامه شعرانى : اگر مال از آفات محفوظ بماند هنگام مردن باعث حسرت مىگردد و اگر محفوظ نماند ، باز هم دچار حسرت مىشود .
( 2 ) علَّامه شعرانى : تخطى يعنى تسعد به .