كه خدا آنها را كوچك دانسته و به خدا اميدوار بودن است ، زيرا اميدوارى به خدا ، انسان را به اطاعت بيشتر مىكشاند و خوف داشتن از خدا كه سبب دورى از نافرمانى خدا مىگردد .
و همچنين در صورت مراقبت دايم از خود ، باعث مىشود كه از خدا شرم و حيا كند و حقايق را درك نمايد و همواره از خود محاسبه كند .
به اين دليل است كه مراقبت ، از بهترين طاعتها است ، زيرا سبب سعادت انسان و محاسبهء نفس از سوى خود و تلقين بر خويشتن مىگردد كه خداوند مرموزترين رازهاى او را مىداند و به اندازهء يك چشم بر هم زدن از نظر حق دور نمىماند .
بر واعظان و خطبا لازم است كه ابتدا خود را موعظه كرده و اصلاح نمايند و سپس در مقام اصلاح نفوس مردم برآيند .
ديگر اينكه از اجتماع مردم براى شنيدن سخنانشان مغرور نگردند ، زيرا مردم ظاهر ايشان را مىبينند و خداوند بر باطنشان نظارت كامل دارد .
جوان متعهّد و با معرفت
تعدادى از بزرگان جوانى را ديدند كه آثار زهد و تقوا در صورتش آشكار است از او پرسيدند : كارهايت را بر چه مبنايى استوار نمودهاى ؟
گفت : بر چهار چيز :
اوّل اينكه دريافتم كه روزى مرا شخص ديگرى نخواهد خورد و وعدهء خدا صادق است كه رساندن روزى را ضمانت كرده است ، لذا دلم آرام شد و بر طلب آن حريص نگشتم .
دوّم اينكه ديدم اعمال و وظايف مرا ديگرى پس از من انجام نخواهد داد ، پس لازم ديدم كه خودم آنها را به جا آورم