تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
جايى را پيدا كن كه خدا تو را نبيند ، سپس از فرمانش سربرتاب . در اينجا لقمان اشاره دارد كه تو نمىتوانى جايى را بيابى كه خدا تو را نبيند ، پس گناه مكن . خداوند مىفرمايد : * ( وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ ) * ( 1 ) : و او در همه جا با شما است .

شاگرد هوشيار

آورده‌اند كه : عالمى چند شاگرد داشت و يكى از آنها را بيشتر از همه دوست مىداشت شاگردان ديگر به او اعتراض كردند ، استاد عملا علت آن را بر ايشان روشن نمود و به هر كدام مرغى داد و فرمان داد تا در جايى آنها را بكشند كه كسى نبيند . شاگردان استاد از خانه بيرون رفتند و هر كدام در جايى مرغ خود را سر بريدند و به نزد استاد برگشتند . پس از ساعاتى شاگرد محبوب با مرغ زنده بازگشت ، استاد در حضور آنان پرسيد : چرا مرغ را نكشتى ؟ گفت : به علت اينكه فرمودى در جايى آن را بكشم كه كسى ما را نبيند ! و من به هر جا رفتم ، ديدم خدا مرا مىبيند ، لذا مرغ را نكشتم ؟ استاد گفت : آفرين بر تو و سپس به شاگردان خود رو كرد و گفت : اينك دريافتيد كه چرا بيشتر از شما به او علاقه دارم ؟ ! . از نشانه‌هاى مراقبت از نشانه‌هاى مراقبت ، انفاق كردن در راه خدا و بزرگ شمردن چيزهايى است كه خدا آنها را بزرگ شمرده است و نيز كوچك دانستن ، چيزهايى است
هامش
( 1 ) حديد / 4