مىطلبند ، اى داود كسى كه شب را عبادت مىكند و مردم در خوابند ، فقط براى رضايت خاطر من است ، من نيز به فرشتگان امر مىكنم كه بر ايشان استغفار نمايند و بهشتم مشتاق ديدار و پذيرايى از آنهاست و هر تر و خشكى بر ايشان دعا مىكند ، اى داود ( 1 ) گوشدار آنچه را كه مىگويم و حتى مىگويم كه من ، از بندهء گنهكار به خودش مهربانترم و من بيشتر او را دوست مىدارم ، تا او مرا و من از او شرم بيشترى دارم ، تا شرمى كه او نسبت به من دارد .
سفارش مؤلَّف
بدان اى برادر كه شب و روز بيهوده نمىگذرد و از مسير خود فرار نمىكنند ، بلكه از سيرشان عمر انسان مىكاهد و چون ساعات و لحظاتى بيش نيستند ، پس اگر لحظهاى از آنها را به لهو و لعب مشغول شدى ، و با خود گفتى كه لحظهء ديگر به نماز و ذكر خدا مشغول مىشوم ، بايد دانست كه روز را در غفلت سپرى كردهاى و هر گاه شب فرا رسد و تو همهء آن را به خواب بگذرانى ، از كسانى محسوب مىشوى كه خيرى در آنها نيست ، نه در روز و نه در شب ، و اگر كسى چنين باشد ، مرگ برايش بهتر از زندگى است ، زيرا دلت مرده ، و خيرى در آن زندگى كه دلت مرده باشد و جسمت متحرك ، وجود نخواهد داشت خدا پاداش دهد به شاعرى كه گفته است : ( 2 )
هامش
( 1 ) قال اللَّه يا داود : اسمع ما اقول و الحقّ اقول انّى ارحم بعبدى المذنب من نفسه لنفسه و انا احبّ عبدى ما يحبّنى و استحيى منه ما يستحيى منّى .
( 2 )أ يقظان انت ام انت نائم
و كيف يلذّ اليوم حيران هائم
فلو كنت يقظان الغداة لحرقت
مدامع عينيك الدموع السواجم
نهارك يا مغرور لهو و غفلة
و ليلك نوم و الرّدى لك لازم
و سعيك ممّا سوف تكره عنده
و عيشك في الدّنيا كعيش البهائم
تسرّ بما يفنى و تفرّج بالمنى
كما سرّ باللَّذات في النوم حالم
فلا انت يقظان يقظان في ذكر
و لا انت في النوم ناج و سالم