تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
كه قاريان در كار امرا معاونت ( 1 ) نكنند و صلحا اشرار را يارى ندهند ، و اگر چنين كنند ، خداوند دست عنايت خود را از ايشان برمىدارد و گرفتار تنگدستى و بدبختى مىگردند و اشرار بر آنان مسلط و دلهايشان را مرعوب سازند و ستمكاران عذابى سخت را بر سرشان فرود آرند پس دعاى غريق ( 2 ) بخوانند ( و مستجاب نگردد ) و فرمود : بد بنده‌اى است ، كسى كه از خدا آمرزش مىطلبد و معصيت نمايد ، نجات مىخواهد ، اما برايش عمل نمىكند و از عذاب مىترسد ، اما از آن حذر نمىكند ، و مرتكب گناه مىشود ، ولى توبه را تأخير مىاندازد ، و از خداوند آرزوهاى بى جا دارد ، پس روز قيامت ، واى بر چنين كسى كه بر خدا عرضه گردد .

نصيحت حسن بصرى به حاكم جديد عراق

در تاريخ آمده كه وقتى « عمر بن هبيره » از سوى هشام بن عبد الملك ، والى عراق گرديد ، « شعبى » ( 3 ) و « حسن بن يسار بصرى » را احضار نمود و به آنها گفت : پيش از اينكه حاكم عراق شوم ، هشام از من عهد و پيمان گرفت كه بدون چون و چرا گوش به فرمان او باشم و همچنان فرمانهاى مكرر او مىرسد كه زمينها و اموال مردم را بگيرم و گردنشان را بزنم ، شما نظرتان در اين باره چيست ؟ شعبى در پاسخ نرمى نشان داده ولى حسن بصرى به او گفت : اى عمر من تو را از اينكه خود را در معرض خشم خدا قرار دهى بر حذر مىدارم كه
هامش
( 1 ) علَّامه شعرانى : ممالات يعنى معاونت . ( 2 ) علَّامه شعرانى : چون دعاى غريق به اجابت نزديكتر است ، تا دعاى ديگران . ( 3 ) و درست آن شعبى است كه نامش عامر بن شراحيل است و از علماى تابعين بوده و تاريخ و شرح زندگى وى در تاريخ ابن خلكان آمده و اين حكايت در همان جا در شرح حال حسن بصرى ، با كمى تغيير ذكر شده است .