حاكمانتان ، رنگ دين بخشند ( ولى در واقع ايمان ندارند ) و اغنيا را بزرگ بشماريد و فقرا را كوچك و غنا و فحشاء در ميانتان رواج يابد ، و ساختمانهاى آسمانخراش بالا رود و قرآن را با غنا بخوانيد و اهل باطل بر اهل حقّ چيره گردند و امر به معروف و نهى از منكر كم شود و نمازها تباه و شهوتها دنبال گردد و به سوى هوا و هوس برويد و حاكمان جور را مقدم بداريد ، و به مردم خيانت كنند و وزيران فاسق به كار گمارده شوند ، و حرص مال دنيا به قاريان ( قرآن ) راه يابد و نفاق در ميان علما توسعه پيدا كند ، و حق ضعيف از قوى ستانده نشود و قداست امت و مردم از ميان برود و در اين وقت است كه بلاها بر سر مردم فرود آيد .
در آن زمان مساجد را زينت دهند ( 1 ) و قرآنها را با طلا مزيّن سازند ( 2 ) و منبرها بالا بروند ( 3 ) و صفوف مردم بسيار گردد و صداى گريه و زارى در مسجدها به گوش رسد و پيكرها اجتماع كنند ، ولى زبانها و روشها مختلف باشد ، و دين لقلقهء زبان گردد ، ( 4 ) و اگر به او مالى بدهى سپاسگزار است و اگر ندهى ، كفران نعمت كند ، به كوچك ترحم نمىكنند و بزرگ را احترام نمىنمايند ، و خود را بر ديگران مقدّم مىدارند ( 5 ) و حريمها لگدمال
هامش
( 1 ) علَّامه شعرانى :
زخرفة المساجد
: تزيين مساجد با طلا و نقره و يا مطلق نقوش كه مكروه و به قول بعضى حرام است .
( 2 ) علَّامه شعرانى : ظاهرا تزيين قرآن به طلا مكروه است نه حرام .
( 3 ) شعرانى بهتر است منائر خوانده شود ، كه جمع مناره باشد نه منبر ، زيرا بالا بردن منبر كراهت ندارد ، بلكه بالا بردن منارهها كراهت دارد .
( 4 ) علَّامه شعرانى : اللعقة : لعقة چيزى است كه با ملعقه گرفته شود و لعقه مصدر است .
( 5 ) علَّامه شعرانى : ظاهرا تصحيفى صورت گرفته و از سلمان
« ليستأثروا بفيئهم »
روايت شده ، يعنى : مال را بر همه چيز مقدّم مىدارند و يا بيت المال را تصاحب مىكنند .