و آنكه اهانت رساند به مسلمان درويش از جهت درويشى او و خفّت رساند به آن درويش ، بتحقيق كه خفّت رسانيده به حقگذارى خدا و هميشه خداى تعالى دشمن اوست و عذاب او مىخواهد تا آنكه آن
/ 99 B /
درويش را راضى گرداند .
شيخ الصدوق - رحمه اللّه - روايت نموده كه توانگر در خدمت رسول - صلّى اللّه « 1 » - نشسته بود . درويش درآمده ، پهلوى توانگر نشست .
توانگر دامن خود برچيده ، از او دور گردانيد . رسول - صلّى اللّه - گفت : تو را چه براين داشت ؟ ! ترسيدى كه درويشى او به تو سرايت كند ؟ !
گفت : نه .
گفت : ترسيدى كه توانگرى تو به او منتقل شود ؟
گفت : نه .
گفت : پس چرا چنين كردى ؟ !
گفت : مرا شيطانى است كه با من مىفرمايد يا رسول اللّه ! ترجمان اين نصف مال خود را به او هبه نموده ، قربت كردم .
رسول به آن درويش متوجّه شده گفت : چه مىگويى ؟
گفت : نمىخواهم .
گفت : چرا ؟
هامش
( 1 ) . س : - اللّه .