تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمان الاشواق ( فارسى ) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥
الاشياء و هو عينها آنگاه بيت زير را مىسرايد :
فما نظرت عينى الى غير وجهه * و لا سمعت اذنى خلاف كلامه
يعنى : چشم من جز او ننگريست و گوشم مخالف گفتارش نشنيد . و در ابياتى ديگر وحدت ذاتيه را كه همه اشياء در آن جمع مىشوند چنين مىسرايد :
يا خالق الاشياء فى نفسه * انت لما تخلقه جامع تخلق ما لا ينتهى كونه في * ك ، و انت الضّيّق الواسع
استاد حسن‌زادهء آملى در رسالة وحدت از ديدگاه عارف و حكيم ، وحدت و كثرت را به گونه‌اى تفسير كرده است كه چكيدهء آن را به شرح زير مىتوان بيان كرد : « در بحث وحدت و كثرت در كتب حكماى الهى خصوصا در صحف عارفان بالله در حقيقت ناظر به تفسير و اسم مبارك واحد و احد و در غايت منتهى به توحيد ذات واجب الوجود است كه علاوه بر احديّت و واحديت ، ذات واحد به وحدت حقّه حقيقيه ذاتيه است و آن دو اسم شريف يعنى احد واحد و او چون وجود و موجود بر حق سبحانه بر جميع ما سوى اطلاق كنند و گفته‌اند : هر گياهى كه از زمين رويد ، وحده لا شريك له گويد . گياه به‌عنوان مثال است چه هر موجودى به اصل حكم « التجلى لا يتكرر » در وجود خود متفرّد است و او را ثانى نيست و اين مظهريت را مراتبى است هر حرفى از حروف كتاب آفاقى و انفسى ناطق است كه من موجودى واحد و بىشريكم چگونه موجد مرا شريك باشد . »
وجود هر يكى چون بود واحد * به وحدانيت حق گشت شاهد
گلشن راز
توحيدگوى او نه بنىآدم‌اند و بس * هر بلبلى كه زمزمه بر شاخسار كرد
سعدى و همچنين در اطلاق احديت بر هر كلمه‌اى از كلمات وجوديه كلامى دارد كه : لكل شىء احدية ذاتيه تخصه و اين سخن عارف است ، وحدت مساوق وجود است ،