نيز بسرعت پشت سر آن دو از باب كنده خارج شديم در حالى كه نگران سلامتى امام ( ع ) بوديم ، امام در حالى كه باز مىگشت ، در چهار سوج ما را ديد و فرمود : چه كار داريد ؟
گفتيم : ما با وجود اين سوار براى سلامتى شما نگران بوديم ، حضرت فرمود : اين شخص برادرم خضر ( ع ) بود ، آيا نديديد چگونه خودش را بر روى من انداخت ؟ گفتيم : بله .
حضرت به من فرمود : تو در شهرى هستى كه هر ستمگرى قصد ظلم و جور به آن داشته باشد ، خداوند ، او را نابود مىكند ، از مردم دورى كن . من براى بدرقه خضر ( ع ) از مسجد خارج شدم زيرا او قصد سفر داشت .
مجلسى مىگويد : مدره به معناى شهر است .
تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى ) — صفحة 89
مساهمون: سعيد راد رحيمى
ص٨٩