محله بنى اعين كوفه فروخت و نزد عبد اللّه رفت و همراه وى به سوى خراسان حركت كرد . هنگام رفتن به خراسان ، سليمان با زنى از خانوادهاى سرشناس در شهر نيشابور ازدواج كرد و جدّ من محمد بن سليمان و عموى پدرم على بن سليمان و خواهر آنها را به دنيا آورد كه هنگام بازگشت سليمان به كوفه محمد بن يحيى معادى با خواهر وى ازدواج كرد و ثمرهء آن محمد بن محمد بن يحيى و خواهرش فاطمه بنت محمد بودند . محمد بن يحيى ، تعدادى حديث نقل كرده و محمد بن محمد بن يحيى پسر عمهء پدرم نيز مجموعهء خوبى از احاديث روايت كرده است . ولى زياد عمر نكردند تا مطالب بيشترى از آنها نقل شود ، هنگامى كه خاندان طاهر از خراسان رفتند ، سليمان خواست تا همسر و فرزندانش را به عراق ببرد ولى همسرش مخالفت كرد و مايل بود تا نزد عمه و خانوادهاش بماند .
سليمان به او قول داد كه او را به سفر حج ببرد و سپس به خراسان بازگرداند و بدين وسيله او را فريفت و چون همسرش به سفر حج علاقه داشت ، قبول كرد . سليمان همسر و فرزندانش را به حج برد و پس از آن به كوفه بازگشت . او پس از مرگ پسرش كه در زمان زندگانى وى روى داد ، فرزندان ديگرى نيز از خود باقى گذارد همچون جدّ من محمد بن سليمان كه بزرگترين فرزندش بود و برادر مادرى وى على و حسن و حسين و جعفر و چهار دختر كه يكى از آنها همسر معادى و متعلق به همسر نيشابورى او بود و بقيهء پسران و دختران از كنيزان بودند .
كارگزاران جنگ و ماليات نزد سليمان مىرفتند و مولاى ما امام هادى ( ع ) تا زمان مرگ سليمان با او مكاتبه مىكرد و تا هنگام شهادت امام ( ع ) ، اين نامهها به جدّم محمد سليمان مىرسيد و امام زمان ( ع ) تا زمانى كه غيبت به وقوع پيوست با جدم محمد بن سليمان پس از مرگ پدرش مكاتبه مىكرد و اكثر افراد خاندان ما حديث روايت مىكردند .
ابو عبد اللّه بن حجاج كه از راويان حديث بود ، برايم نقل كرد كه وى اسامى شصت تن از افرادى را كه از خاندان اعين حديث روايت مىكردند ، گردآورى كرده است . ابو جعفر احمد بن محمد بن لاحق شيبانى از اساتيدش روايت كرده كه خاندان اعين در طول چهل سال ، چهل راوى حديث داشتهاند و هيچ مردى از آنها نمىمرد مگر اين كه پسرى بجاى
تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى ) — صفحة 505
مساهمون: سعيد راد رحيمى
ص٥٠٥