تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المسالك و الممالك ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
كه عوام آن را معدن نقره نامند و داراى چاههائى است ، سى و چهار مايل و متعشى قرورى در هفده مايلى است ؛ و صدقات بكر بن وائل به راهدار مكه سه هزار درهم است .

راه تا مدينه و مدينه شهرى حجازى و نجدى است

هر كس عازم مدينه باشد پس از معدن تا عسيله كه چاههاى آب شور در آنجاست ، چهل و شش مايل راه در پيش دارد سپس تا بطن نخل كه داراى آب فراوان است سى و شش مايل و از آنجا تا طرف كه در آن آب آسمان موجود است بيست مايل ، سپس تا مدينه كه طيبة باشد سى و پنج مايل ديگر ؛ صرمة انصارى گفت :
فلما أتانا أظهر الله دينه * و أصبح مسرورا بطيبة راضيا
و عباس بن فضل علوى گفت : و بر طيبه ، كه خداوند بر آن با رفتن خاتم پيامبران بركت نهاد . به آن يثرب نيز گفته مىشود . و در عصر جاهليت بر اين شهر و بر تهامه ، از طرف مرزبان باديه ( صحرا ) عاملى قرار داده بودند كه خراج جمع‌آورى مىنمود و در قريظه و نضير پادشاهانى داشتند كه بر مدينه و اوس و خزرج پادشاهى مىكردند و شاعرى از انصار در اين رابطه گويد :
تؤدى الخرج بعد خراج كسرى * و خرج من قريظة و النضير

اطراف مدينه

از جمله تيماء كه در آن دژ أبلق الفرد قرار دارد كه ميان شام و حجاز است و پادشاه آنجا سموءل بن عاديا يهودى ، كه به وفادارى موصوف بود و شاعر درباره‌اش مىگويد :
بالابلق الفرد من تيماء منزله * حصن حصين و جار غير غدار
و از جمله دومة الجندل كه در فاصله سيزده منزلى قرار دارد و فاصله‌اش تا كوفه ده منزل‌گاه است و تا دمشق ده منزل‌گاه و دژ آن به نام مارد مىباشد .