گروههاى قومى ، شكل 3 ) . در جاهايى كه تماس درازمدت ميان اقوام سفيد و مغولى وجود داشته ، بويژه در شمال ميان تاجيكهاى فارسى ( يا درى ) زبان و ازبكهاى تركزبان ، تركيبهايى از موى قرمز يا خرمايى يا چشمهاى آبى يا دورگه با حدقه چشم مورّب و گونههاى برآمده ديده مىشود . در جنوب نيز بسيارى از بلوچها يا براهوييها كه پوستى تيره دارند چشمشان به رنگ آبى يا دورگه است . در ميان نورستانيهايى كه در منطقهء نسبتا دورترى بسر مىبرند موى بور بيشتر ديده مىشود ؛ چشمهاى آبى يا درهم نيز در تركيب با موى بور يا قرمز يافت مىشود .
پژوهشهاى مردمشناس روس ، دبتس « 1 » ، حاكى از امتزاج وسيع نوعهاى « مديترانهاى - هندى » است ؛ ولى در مركز منطقه گرايش به پوست سفيد و موى بور بيشتر است .
افغانستان نه داراى وحدت نژادى - قومى است و نه واجد فرهنگ ملّى واحد ؛ شمار گروههاى قومى كاملا بومى آن معدود است : تعداد پشتونهايى كه در بخشهاى عشايرى دولت پاكستان و ايالت سرحد شمالغربى سكونت دارند با شمار آنهايى كه شهروند افغانستاناند تقريبا برابر است . تاجيكها ، تركمنها ، ازبكها و قرقيزها هريك ، در آسياى مركزى نظام حكومتى جمهورى شوروى دارند . « 2 » اكثر ساكنان غرب دور افغانستان ( كه از لحاظ جغرافيايى و فرهنگى دنبالهاى از فلات ايران
هامش
( 1 ) .G . Debets( 2 ) . بعد از فروپاشى شوروى ، هريك از اين اقوام ، در چارچوب مرزهاى جمهوريهاى سابق ، كشور مستقلى تشكيل دادهاند .