1 ) شورش سراسرى مردم افغانستان در 1358 ش / 1979 بر ضد دولت كمونيستى . در ماه مارس نورستانيها شوريدند . در همين ماه ، هرات به پا خاست و عدهاى از مستشاران و سربازان روسى قطعهقطعه شدند . در ماه آوريل ، شورش پكتيا را فراگرفت . در ماه ژوئن ، شورش به كابل نيز رسيد و تعدادى مستشار و مقام روسى كشته شدند . همينطور مىتوان به شورش در هزارهجات و پامير اشاره كرد به نحوى كه در شب حملهء شوروى ، سهچهارم كشور در اختيار نيروهاى مردمى بود ، و اين امر رژيم كمونيستى را بشدت تضعيف كرده بود و شوروى بيم داشت كه هرلحظه افغانستان از سلطهء حكومت كابل خارج شود .
2 ) جلوگيرى از نفوذ انقلاب اسلامى ايران در افغانستان ؛
3 ) گرايش نسبى و نه چندان عميق امين به غرب ؛
4 ) دفاع از ايدئولوژى ماركسيسم و حفظ امنيت مرزهاى شوروى با جلوگيرى از روى كار آمدن دولتى مخالف شوروى در افغانستان . « 1 »
رژيم كارمل كه كودتاى خود را « مرحلهء جديد انقلاب ثور » ناميده بود ، بلافاصله به اقداماتى در جهت جلب موافقت تودههاى محروم افغانستان دست يازيد : آزادى زندانيان ، احترام صورى و ظاهرى به دين مقدس اسلام ، ايجاد يك جبههء به اصطلاح ملّى تحت نام « جبههء پدر وطن » ، به كار گماردن افراد غيرحزبى در مشاغل دولتى ، كنار گذاشتن پرچم سرخ ( شبيه پرچم شوروى ) كه در سال 1357 ش / 1978 ترهكى تحميل كرده بود ، و بازگشت به پرچم قديمى با رنگهاى سياه ، سرخ و سبز تهيهء پيشنويس قانون اساسى جديد ، اصلاح قانون اصلاحات
هامش
( 1 ) . عليرضا علىآبادى ، منبع پيشين ؛ ص ص 172 - 175 .