را سلمى و از انصار خوانده ، كه همانطور كه پيش از اين بارها گفتهايم چنين راويئى وجود خارجى نداشته و از آفريدههاى سيف بن عمر مىباشد .
هدف و دستآورد سيف از افسانهء معاويه
سيف پس از كشته شدن اسود عنسى در افسانههاى خود دو بار يمانيان را به ارتداد و پشت پا زدن به اسلام متهم كرده است . اوّلين ارتداد آنها از ديدگاه وى همين ماجرا بود كه گذشت ؛ و دوّمين ارتداد ايشان را از خلال رواياتهاى او در شرح حال « شرح ذويناف » ، يا « ذويناق » پيش از اين از نظر گذرانيدهايم .
سيف در اين دو نوبت ، ارتدادى را به دروغ به يمانيان نسبت داده است و تا توانسته براى فعاليتهاى ابوبكر و مشاورين او و سران سپاهيانش از اعزام سفراء و كارشناسان ، و بسيج سپاهيان و تعيين افسران ، و احتياطهاى لازمه ، و سختگيرىها و نرمشهاى به جا و به موقع ، و ميداندارىها و جنگ و سركوبىها ، داد سخن داده و به رجزخوانى پرداخته است .
سيف تنها كسى است كه از دو بار ارتداد يمانيان سخن گفته و تمامى اخبار و داستانهاى آن را ساخته است و در اين جنايت كه بر اسلام و تاريخ آن روا داشته ، دانسته است كه ضربه را چگونه و در كجا وارد كند !
او در خلال شرح اين قبيل حوادث به ذكر مناقب و محامد اصحاب واقعى و ساختگى هر دو مىنشيند و از آنها داد سخن مىدهد تا آنجا كه علماء و دانشمندان را از شجاعت و جوانمردى ، دليرى و كاردانى ، حكمت و دورانديشى ايشان به شگفت وامىدارد ، تا جائى كه آنها نمىتوانند به سادگى و بىتفاوتى از كنار آن همه مناقب و محاسن اصحاب وى بگذرند ؛ پس به ناچار به نقل آنها در كتابهاى خود ، برخى با شرح و تفصيل ، و بعضى به اختصار و اشاره اقدام مىنمايند .
پيشتاز اين قبيل دانشمندان امام المورخين طبرى مىباشد كه تمامى آن اخبار را از سيف گرفته و با حوصله و فراغتى ويژه ، آنها را در كتاب خود نثل كرده است !
پس از طبرى ، ابن اثير ، و ابن كثير ، و ابن خلدون ، تمامى آنچه را كه طبرى از سيف گرفته است ، از او گرفته و در تاريخهايشان منعكس ساختهاند !
به اين ترتيب اخبار جنگهاى ارتداد ، به ويژه آنهائى كه هرگز به وقوع نپيوستهاند از