خبر و داستان معاويهء انس
آنچه را كه ابن حجر رد شرح حال و معرفى معاوية بن انس از كتاب « فتوح » سيف نقل كرده ، طبرى آن را در تاريخ خود نياورده ، بلكه ضمن حوادث و رويدادهاى سال يازدهم از هجرت در خبرى از قول سيف دربارهء مرتدهاى يمن ، و پس از ذكر نام عمال و كارگزاران رسول خدا ( ص ) در ( مكه ، و طائف و عك ، و اشعريين ، و صنعاء ) كه در ميانشان عدهاى از اصحاب ساختگى او نيز به چشم مىخورد ، مىنويسد :
اسود ، در زمان حيات « رسول خدا » ( ص ) به صنعاء وارد شد ، و رسول خدا ( ص ) با ارسال و اعزام سفيرانى چند ، و نامههائى براى سران ، اسود را از همه طرف در محاصره قرار داد تا اينكه اسود كشته شد و اوضاع و احوال روى به آرامش نهاد .
سپس طبرى از قول سيف اين داستان را چنين ادامه مىدهد :
پس از كشته شدن اسود ، سپاهيانش بين ( نجران و صنعاء ) سرگردان شدند ، نه كسى را مىيافتند تا خود را در پناه او بِكَشَند ، و نه كسى حاضر بود تا ايشان را مورد حمايت خود قرار دهد . تا اينكه خبر درگذشت رسول خدا ( ص ) به آن منطقه رسيد و بار ديگر يمن و شهرهاى آن دستخوش آشوب و اضطراب گرديد . در همين احوال ، عمرو بن معد يكرب در سرزمين ( قُروة بن مَسيك ) ، و معاوية بن انس در ميان فراريان اسود عنسى ، در رفت و آمد بود .
ابوبكر به پيروى از رسول خدا ( ص ) با اعزام سفراء و پيغامبران ، و ارسال نامهها و دستورالعملهائى به جنگ مرتدهاى يمن برخاست تا اينكه اسامة بن زيد بازگشت و . . . [ تا آخر داستان ] .
اسناد سيف در افسانهء معاويه
در « تاريخ طبرى » ، و نيز « اصابهء » ابن حجر در شرح حال معاويه به نقل از كتاب « فتوح » سيف ، « سهل بن يوسف » به عنوان راوى داستان معرفى شده است و سيف او