شناخت صحابى » مىنويسد :
قاعدهاى در دست است كه با استفاده از آن ، صحابى بودن گروه بسيارى ثابت مىشود .
اين ضابطه داراى سه نشانه است كه اثبات وجود يكى از آن نشانهها در شخص ، كافى است كه حكم شود آن شخص از جمله اصحاب رسول خدا ( ص ) بوده است .
نخستين نشانه اين است كه « ابن ابى شيبه » از منبعى كه بر آن ايرادى نيست در كتاب خود مىنويسد :
پيشينيان را رسم بر اين بوده است كه در جنگها جز شخص صحابى را به فرماندهى سپاه نمىگماشتند .
سپس ابن حجر ادامه داده مىنويسد :
اگر كسى اخبار و رويدادهاى جنگى و فتوح اسلامى را بررسى و پىگيرى نمايند ، از اين دسته صحابيان كه ما آنها را در قسمت اوّل كتاب خود آوردهايم فراوان خواهد يافت . [ پايان سخن ابن حجر ] .
ما به جستجوى خبرى كه ابن حجر از « ابن ابى شيبه » نقل كرده ، و او و همفكرانش كه به شرح حال اصحاب پرداختهاند آن را دليلى قاطع بر شناخت شخص صحابى دانسته و دستآويز خود قرار دادهاند برخاستيم ، اما به همه تلاش و كوششى كه در اين راه به كار برديم ، مصدر چنين خبرى را جز در روايات سيف نيافتيم ؛ هم چنان كه تاريخهاى طبرى ، و ابن عساكر گوياى همين مطلبند . ايشان از قول سيف مىنويسند :
1 - افسران و فرماندهان سپاه در جنگها از اصحاب انتخاب مىشدند ، مگر وقتى كه كه در ميان ايشان كسى پيدا نمىشد كه از عهدهء چنين مهمّى برآيد .
2 - طبرى طى روايتى ديگر از قول سيف مىنويسند :
( عمرو بن محمد از شعبى ) روايت كرده است كه گفت :
در همان ايام كه خليفه ابوبكر ، « خالد بن وليد و عياض بن غنم » را به ماموريت عراق فرستاده بود ، به ايشان نوشت :
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 22
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٢٢