بررسى سند سيف در خبر « يزيد قينان »
سيف داستان يزيد قينان را از زبان « سهل ، از پدرش يوسف » روايت كرده كه اين دروغگو ، سخن بر زبان راويان مخلوق خود نهاده است .
نتيجهء بحث و بررسى
سيف تنها كسى است كه از مأموريت « يزيد بن قينان » از جانب عكرمة بن ابىجهل ، و براى درهم كوبيدن و كشتن كسانى كه او ايشان را ( مرتد ) مىخواند سخن گفته است .
سيف تنها كسى است كه در اين اردوكشى از كشته شدن ساكنان ( بقرى بنى هند ، تا برهوت ) داد سخن داده است ، و ناگفته پيداست كه در گفتن چنين دروغى ، خواسته تا قهرمانىها ، و دلاورىهائى را براى تميم دستوپا كند و آن را به گوش ديگران برساند .
از طرفى ، سيف با بزرگنمائى جنگهاى ارتداد ، و ساختن اخبار چندشآورى براى آن ، در نظر داشته تا به هر وسيله كه شده ثابت كند كه اسلام در دلهاى قبايل عرب چندان نفوذ نداشته تا آنجا كه چون پيامبر اسلام ديده برهم مىگذارد ، آنها به سادگى پشتپا به دين و آئين او زده به جاهليت و بتپرستى بازگشتهاند . و اين خليفه ابوبكر بوده كه اسلام را بار ديگر به ضرب شمشير مستقر ساخته است !
پس از چنين جنايت هولناكى كه سيف بر تاريخ اسلام روا داشته است نوبت به دانشمند بزرگوارى چون طبرى مىرسد ، و او است كه افسانههاى اين شيّاد روزگار را كه به دروغگوئى و زندقه نيز متهم بوده و در كتاب وزين و معتبر خود نقل مىنمايد !
و پس از چندى دانشمندى ديگر چون ابن فتحون مىآيد ، و با اعتماد بر روايات سيف ، « يزيد بن قينان » را بر « استيعاب » بن عبد البر استدراك مىكند !
و دست آخر ، ابن حجر « يزيد بن قينان » ، ساختهء خيالات سيف را در كنار ديگر اصحاب رسول خدا ( ص ) مىنشاند ، و در « اصابهء » خود برايش شرح حال مىنويسد ! !
* * *