داستان يزيد قينان در تاريخ طبرى
طبرى ضمن حوادث و رويدادهاى سال يازدهم ازهجرت ، در قسمت ( اخبار ارتداد حضرموت ) و جنگ ( نجير ) از قول سيف مىنويسد :
عكرمه ، سواران جنگندهء خود را در قبايل ( كنده ) پراكنده ساخت و به ايشان دستور داد تا آنان را درهم بكوبند . از جمله سرانى كه به اين مهم مأمور گرديد يكى « يزيد بن قنان » از بنى مالك بن سعد مىباشد .
بر اثر تاخت و تاز سواران عكرمه ، تمامى ساكنان ( بقرى ) ، و ( بنى هند تا برهوت ) كشته و قتل عام شدند . [ پايان سخن طبرى ] .
در روايت سيف از جنگ ( نجير ) سخن رفته ، و آن دژى بوده است نزديكىهاى ( حضرموت ) يمن كه ( كنديان ) در آن به فرماندهى « اشعَث بن قَيس » به محاصرهء سربازان ابوبكر درآمدند .
چون كار محاصره شدگان سختو سختتر گرديد ، اشعث ناجوانمردانه براى هفتاد تن از بستگان به بقيهء ياران و همراهان خويش ، دستور داد تا درهاى دژ را به روى سپاهيان خليفه گشودند !
سربازان ابوبكر به داخل دژ يورش بردند ، و به غير ازاشعث و هفتاد تن از امان يافتگان او ، بقيهء ياران با وفاى او را كه تعدادشان بر هفتصد نفر از اشراف و رزمندگان مردمك كنده بالغ مىشد از دم تيغ گذرانيدند ! و كشتههاشان را نيز خاك ناكرده روى زمين رها نموده زنانشان را به اسارت گرفته ، اموالشان را به غارت بردند ! !
اما ، اماكنى كه نامشان در اين روايت سيف آمده است عبارتند از :
1 - برهوت ؛ و آن نام بيابانى است در يمن .
2 - بقران ؛ كه به قسمتى ازنواحى يمن اطلاق مىشود . ولى ما ، نامى از ( بقرى ) در هيچيك از كتابهاى جغرافيائى نديديم . و خدا مىداند كه منظور سيف از ساختن نام ( بقرى ) چه بوده است .