و پس از شرح درگيرىهاى علاء حضرمى با آنان ، و غليه بر ايشان چنين ادامه مىدهد :
بيشتر فراريان روى به ( دارَين ) نهادند ، و با سوار شدن بر كشتىها جان به سلامت بردند ، و بقيّه نيز به شهرهاى خود بازگشتند . علاء هم طى نامهاى به مسلمانان ثابت قدمى چون « بَكر بنِ وائِل » و طى پيامى به « عُتَيبة بن نَهّاس » و « عامِرِ بنِ عَبدِ الأَسوَد » دستور داد تا راه را از هر سو بر مرتدها ببندند ، و به وظايف خود عمل نمايند . . .
سپس طبرى روايت سيف را چنين ادامه مىدهد :
اينان نيز راهها را بستند و مانع هرگونه فعاليت ايشان گرديدند . در نتيجه جمعى از آنان از در عذرخواهى درآمده از كارهاى گذشتهء خود پوزش خواستند كه پذيرفته شد و سلامت يافتند . و برخى نيز از پيشنهاد آنان سرباز زدند و از بازگشت و توبه خوددارى كردند كه ناگزير راه را به پايان نبرده به قرارگاه نخستين خويش بازگشتند و روى به دارين نهادند . . . [ تا آخر داستان ] .
ابن حجر ، در شرح حال « عامر بن عبد الاسد » به اين روايت سيف نظر داشته كه مىنويسد :
علاء حضرمى طى نامهاى به او دستور داد . . . [ تا آخر روايت سيف ] .
روايت دوم سيف كه در آن نامى از « عامر » برده شده است ، در « تاريخ طبرى » و ضمن وقايع سال هفدهم از هجرت در موضوع جنگ « هرمزان » در ( تستر ) آمده است كه مىگويد :
سيف آورده است كه گروهى از دلاوران و قهرمانان ( بصره ) در جنگهاى تن به تن هر كدام صد نفر از رزمندگان ايرانى را به خاك هلاك انداختهاند .
سپس سيف مىگويد :
در ميان دلير مردان كوفى نيز پهلوانانى وجود داشتند كه چنان كارهاى درخشانى را صورت دادهاند ، مانند « حَبيب بنِ قُرُّه » و « ربِعى بن عامر » و « عامِر
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 184
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص١٨٤