نمىگماشتند .
آن وقت مىگويد :
اين صحابى را ابن فتحون استدراك كرده است ( ز ) .
از سخن اخير ابن حجر اين نتيجه نيز بدست مىآيد كه ابن فتحون پيش از علّامه ابن حجر ، طيحه سيف را بر ذيلى كه بر « استيعاب » ابن عبد البر نوشته استدراك كرده و او را صحابى شناخته است .
تا اينجا در اين بخش از آفريدههاى سيف ، اصحابى را معرفى كرديم كه دانشمندان آنها را به استناد اينكه سيف در افسانههاى خود پست فرماندهى سپاه را بر عهدهء ايشان نهاده ، آنها را صحابى رسول خدا ( ص ) شناختهاند . اينان در پارهاى از موارد به ضابطهاى كه براى شناخت صحابى وضع كردهاند تصريح نموده ، و در موارد ديگر آن را به دست فراموشى سپرده تنها به نتيجهى آن بسنده كردهاند .
اين دانشمندان اگر احيانا در معرفى چهرهاى به نام صحابى ، به روايت يا خبرى برخورد مىكردند كه با قاعدهء موضوعهء خودشان تناقض داشت ، راهى مىيافتند و مفرّى مىجستند تا مسألهء اين تناقض را با قاعدهء مزبور از ميان بردارند . شرح حالى كه براى صحابى بعدى نوشتهاند نمونهاى از همين مورد است .
* * *
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 105
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص١٠٥