به اين شرح مىباشد :
طبرى ضمن حوادث سال شانزدهم از هجرت ، دو روايت از قول سيف از جنگ ( جلولا ) آورده است كه در يكى از آنها مىگويد :
سعد وقاص بنا به فرمان خليفه عمر ، « هاشم بن عتبه بن ابى وقاص » را با دوازده هزار سرباز مأمور جلولا نمود . هاشم فرماندهى جناح چپ سپاه خود را بر عهدهء « عَمرو بن مالِكِ بنِ عُتبَه » گذاشت .
سيف در روايت ديگر مىگويد :
سعد بن ابى وقاص ، عمرو بن مالك بن عتبه را مأمور جلولا نمود و . . . [ تا آنجا كه مىگويد ] :
و فرماندهى واحد زرهى و سواره نظام او در آن جنگ با « طُلَيحَةِ بنِ فُلان » ، يكى از افراد قبايل بنى عَبدِ الدّار بوده است .
بررسى اسناد سيف در داستان طليحه
راوى سيف در خبر دوم كه نام طليحه بن فلان در آن آمده است ، عُبَيدِ الله بن مُحَفِّز » از پدرش مىباشد ، كه چنين شخصى وجود خارجى نداشته ، و سيف آفريدهاى ، از سيف آفريدهاى ديگر روايت كرده است !
نتيجهى بحث و بررسى
ابن حجر با اعتماد به تنها نكتهاى كه در روايت سيف در « تاريخ طبرى » آمده ، طليحه مزبور را از جمله اصحاب رسول خدا ( ص ) به حساب آورده ، شرح حال او را در بخش اول كتاب « اصابهء » خود به ثبت رسانيده است .
ابن حجر مخصوصا در اين شرح حال به اين سخن سيف توجه داشته كه طليحه در جنگ جلولا فرماندهى واحد سواره نظام را بر عهده داشته است .
ضمنا او به اين قاعده عنايتى خاص مبذول داشته كه در پايان سخن خود مىگويد :
بارها گفتهايم كه در جنگها جز شخص صحابى را به فرماندهى سپاه