ابن لقيط ، از كبيس بن هوذه روايت كردهاند كه . . . و همان داستان كه گذشت . و سپس ابن حجر اضافه كرده مىنويسد : اين داستان فقط از اين طريق رسيده است و ابن منده نيز گفته است كه اين حديث ابن شبرمه شگفتآور است ! !
كوتاه سخن اينكه
سيف در اين حديث ، كبيس بن هوذه را از بنى حارث بن سدوس و از جمله اصحابى آفريده است كه به نمايندگى به خدمت پيغمبر خدا رسيده و با او دست بيعت در رديف اصحاب پيغمبر خدا ، و سران روات در « معجم الشيوخ » به ثبت مىرسد ، و از نامهء خيالى رسول خدا به عنوان سندى حقيقى و مسلم در كتاب « مجموعة الوثائق السياسية » ذكرى به ميان مىآيد ! !
ما براى شناختن اين صحابى نماينده ، به كتابهاى سير و تاريخ چون « طبقات » ابن سعد ، و « سيرهء » ابن هشام ، و « انساب الاشراف » بلاذرى ، و « امتاع الاسماع » به خدمت رسول خدا رسيدهاند ، و نيز در ميان اصحاب آن حضرت ، نام كبيس را نديدهايم ، و از نامهء پيغمبر به عنوان شخص كبيس ، در ميان ديگر فرامين آن حضرت اثرى مشاهده نكردهايم ، بلكه نام و خبر اين صحابى سيف آفرديده را در انحصار شخص سيف ، و روايان اخبار او يافتهايم .
بررسى اسناد افسانهء كبيس
گفتيم كه ابن عبدالبر صاحب كتاب « استيعاب » در شرح حال اين صحابى ، سندش را نقل نكرده است .
ابن منده داستان كبيس را از قول سيف ، و ابن اثير آن را به نقل از سه مأخذ با علامت اختصارى ( ب ، ع ، د ) آورده است .
ذهبى در كتاب « تجريد » ، نمايندگى كبيس را بنا به روايت سيف از ايادين لقيط نقل ، و در پايان آن علامت اختصارى مآخذ ابن اثير يعنى ( ب ، ع ، د ) را قيد كرده است .