از اسلام روى گردانيدهاند ، كه بقيه و ثابتقدمانشان در مقام گوشمالى آنان برآمده به جنگشان برخاستهاند !
بنابراين سخن ، معلوم مىشود كه اسلام نه تنها در دل پيروانش ، كه در قلب عمال و كارگزاران ويژهء پيغمبر خدا نيز جا و محلى از اعراب نداشته كه اين چنين پس از درگذشت پيغمبرش از دين او روى گردان شده به آن پشتپا زدهاند ، و همچنان كه سيف گفته است ، اسلام به ضرب شمشير پا گرفته و پيشرفته است نه چيز ديگر ! !
دانشمندانى كه در انتشار اين افسانهها سهمى داشتهاند .
تمامى اين افسانهها را سيف بن عمر به تنهائى ساخته ، و دانشمندان زير با نقل آنها در كتابهاى وزين و معتبر خويش به انتشار آنها پرداختهاند :
1 - امام المورخين ، « محمد بن جرير طبرى » ، در تاريخ كبيرش ، با ذكر سند .
2 - « ابن عساكر » در تاريخش ، با ذكر سند .
3 - « ابوعمر ، ابن عبدالبر » در « استيعاب » بدون ذكر سند و مصدر آن .
4 - « ياقوت حموى » در « شرح بر حمقتين » در كتاب « معجم البلدان » با ذكر سند .
دانشمندان زير با آوردن نام مأخذ ، مطالب خود را از دانشمندان بالا گرفتهاند :
5 - ابن اثير در كتاب « كامل » خود ، از طبرى .
6 - باز ابن اثير در كتاب ، « اسد الغابه » از اتيعاب ابن عبدالبر .
7 - نويسندهء كتاب « الجمع بين الاستيعاب و معرفة الصحابه » از استيعاب ابن عبدالبر .
8 - ذهبى در كتاب « التجريد » از « اسد الغابهء » ابن اثير .
9 - ابن حجر در كتاب « اصابه » به نثل از كتاب فتوح سيف .
و همهء اينها از بركت وجود روايات دروغ و ساختگى سيف بن عمر تميمى حاصل گرديده كه به زندقه نيز متهم بوده است . .