تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
سيف براى عكاشه برادرى آفريده و نامش را عبدالله بن ثور گذاشته و گفته است كه ابوبكر در جنگ‌هاى ارتداد به او فرمانى نوشته كه افرادى به خدمت بگيرد تا دستورش را به او برسد . و آن‌گاه كه مهاجرين ابىاميه عازم جنگ با مرتدها مىشود ، عبدالله پس از كشته شدن اسود ، در سمت فرماندهى آسواران مهاجر ، با فراريان مرتد سپاه از هم پاشيدهء اسود به جنگ برمىخيرد ، و پس از كشتن همهء ، آن‌ها ، ابوبكر فرمان حكومت جرش را به نام او صادر مىكند . ابن حجر در نام اين عبدالله بن اشتباه مىافتد ، و در كتابش دو شرح حال مىنويسد ، يكى براى همين عبدالله ، و ديگرى تحت نام ( عبيدالله ) . اين سه ، يا دو برادر را سيف از جملهء سبائيان يمانى آفريده تا نقش دوم را در فرمان‌بردراى از سران و نام‌آوران مضر را بر عهدهء ايشان بگذارد . توجه كنيد . اين عبدالله بن ثور است كه به دنبال يكى از سرشناسان قريش به نام ( مهاجرين ابىاميه ) افتاده است ، همچنان‌كه برادرش عكاشه نيز به دامان امن دست‌پروردهء رسول خدا و نام‌آورى از تميم يعنى طاهر ابوهاله پناه برده است . سيف ناگزير بوده است تا براى سران و رزم‌آوران نامى مضر حواشى و يارانى بيافريند ولى هرگز برايش مهم نبوده كه اينان به شرف هم صحبتى رسول خدا نايل شده ، كارگزار و عامل از طرف آن حضرت باشند يا خير ، بلكه سرافرازى و افتخار از نظر سيف ، درو كردن جان‌ها به دست ايشان ، و سوختن زندگى و خانم‌هاست ، كه پس از ، اين همه جرأت و جسارت ، نواى شادى و افتخار را در سرودهاى آتشين و قصايد دلنشين سر دهد ، و دنيا را پر از فرياد و خروش گرداند ، تا بدان وسيله مجد و افتخاراتى كه ساخته است پا بگيرد ، و براى هميشه بماند . براى سران مضر معجزات و كرامات پوچ و بىمعنى باسازد ، تا داستان سرايان مناقب به وجد آيند ، و دشمنان اسلام به ريش مسلمانان بخندند . وظيفه‌اى كه برعهدهء عبيد بن صخر بن لوذان قحطانى يمانى ، و عكاشه بن ثور يمانى نهاده است همين‌ها بوده ، سيف براى آن‌ها نقش دنباله روى و خدمت‌گزارى سران قبيلهء مضر را تعيين ، و براى سران و نام‌آوران قبيلهء مزبور قهرمان‌ها و كرامات آفريده است .
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 136 | السيد مرتضى العسكري / سردارنيا