سرپرستى اسيران جنگى و غنايم حاصل از آنها را در تقديم به حضور خليفه عمر در مدينه به عهدهء او گذاشته است .
و همهء اين افسانهها را از زبان راويانى كه چون قهرمان داستانش ، خيالى و زادهء افكار و توهمات او - سيف بن عمر - بودهاند : چون « محمد ، زياد ، مهلب ، مستنير بن يزيد ، از برادرش قيس و او از پدرش يزيد ، و كليب بن حلحال ذرى ، از پدرش ، و بحر بن فرات عجلى ، و سماك بن فلان هجيمى از پدرش ، و انس بن حليس و بى نام و نشانها و مجهول الهويههاى آورده است .
اينك به جا است تا ببينيم كه احاديث سيف و افسانههاى او دربارهء ابو مفزر ، در كدام يك از مصادر اسلامى راه يافته و كدام يك از نويسندگان و دانشمندان دانسته و ندانسته درمقام نشر اكاذيب او بر آمدهاند .
دانشمندانى كه اين افسانه را از سيف گفته و نقل كردهاند
افسانههاى سيف دربارهء ابو مفزر تميمى در مصادر زير راه يافته است :
1 - طبرى در كتاب تاريخ كبيرش ضمن حوادث سالهاى 12 - 32 هجرى و اسناد آن را نيز آورده است .
2 - دار قطنى متوفى 385 هجرى در شرح حال اسود در كتاب « مؤتلف » با ذكر سند .
3 - ابن ماكولا متوفى 487 هجرى در شرح حال اسود در كتاب « اكمال » با ذكر سند .
4 - ابن عساكر متوفى 571 هجرى در شرح حال اسود در كتاب « تاريخ دمشق » كه سخن خود را از سيف بن عمر ، و دار قطنى ، و ابن ماكولا گرفته و سند را هم ذكر كرده است .
5 - حموى متوفى 626 هجرى در كتاب « معجم البلدان » خود ، در شرحى كه بر شهرها و مناطق نگاشته است .
6 - حميرى متوفى 900 هجرى در كتاب « الروض المعطار » در شرحى كه بر شهرها و مناطق نوشته است .
7 - مرزبانى متوفى 384 هجرى در كتاب « معجم الشعرا » در شرح حال شعرا و حماسه سرايان كه بدون ذكر سند سخن از پيشينيان خود گرفته است .
8 - عبد المؤمن متوفى 739 هجرى در كتاب « خراصد الاطلاع » كه سخن از حموى گرفته .
9 - ابن اثير در گذشته به سال 630 هجرى در تاريخش .
10 - ابن اثير متوفى به سال 774 هجرى در تاريخ خود .