اين اساس ، اين سه تن را نيز از آفريدههاى خيالى سيف مىدانيم .
ابن عساكر نيز سند روايت سيف را ذكر نكرده است تا دربارهء آن به بحث و تحقيق بيشينيم .
مقايسهاى بين دو خبر
سيف مىگويد :
فتح « بهر سير / ويه اردشير » تنها به وسيلهء سخنى پارسى كه فرشتگان بر زبان ابو مفزر تميمى نهادهاند صورت گرفته است . سخنى را كه معناى آن را نه خود او مىدانست و نه همراهان او ! و شاهد بر اين مدعا شعرى است كه خود اسود بن قطبه سروده و در آن گفته است كه :
من بهر سير را به فرمان خدا و تنها با يك سخن پارسى گشودم .
و شاهد ديگر اين كه قعقاع ، بزرگ قهرمان افسانهايش نيز طى شعرى گفته است كه :
بهر سير را با سخنى كه خداوند بر زبان ما رانده است گشوديم !
تا آخر افسانه .
تاريخ نويسانى ديگر كه سخن از منابع ديگر گرفته و بر سخنان سيف اعتماد نكردهاند مىگويند :
فتح « بهر سير / ويه اردشير » در نتيجهء جنگى سخت و فرسايشى ، و بر اثر محاصرهاى طولانى كه دو سال به درازا كشيده است صورت گرفته ، و عموم زمين داران بزرگ كه از طول محاصره به تنگ آمده بودند به مسلمانان پيشنهاد صلح دادند و بدين سان از محاصره مسلمين رهايى يافتند .
دست آورد سيف از اين افسانه
ثبت كرامتى براى خاندان بنى عمرو از تميم كه هيچ كرامتى به پاى آن نمىرسد ! زيرا فردى از آن خانواده را حالتى ملكوتى دست مىدهد ، و در چنان حالتى نا خود آگاه چيزى مىگويد و فرشتگان بر زبانش كلامى مىگذراند كه معناى آن را نه خودش مىداند و نه اطرافيانش و بر اثر چنان كلامى شهرى بزرگ به دست مسلمين فتح مىشود . و افتخارى بس بزرگ در صفحات تاريخ و به نام خاندان تميم به ثبت مىرسد . از آن روى