همچنين همين دانشمند در واژهء « زميل » به نقل از كتاب فتوح سيف مىنويسد :
« زميل » سرزمينى است نزديكىهاى « بشر » در قسمت شرقى رصافه . خالد وليد به سال دوازدهم از هجرت و در دوران حكومت ابو بكر بر قبايل تغلب و نُمير و ديگر قبايل آن سامان حمله برد و با آنان جنگيد ، ابو مفزر از آن نبردها در اشعارى ياد كرده است .
در دنبال مطالب فوق ، حموى پنج بيت شعر از ابو مفزر را نيز به عنوان شاهد او قول سيف نقل مىكند . در اين ابيات ابو مفزر خيالى از الثنى و جنگ آن جا و زميل و بشر نام برده سرافرازانه از هذيل ، و عتاب ، و عمرو ، و ديگر سر جنبانان آن جا ياد كرده است كه چگونه باحملات بى امان خود و ضرب شمشيرها و نيزههاى خويش جنگ جويان ايشان را تار و مار كرده اموال و ثروت حتى زنان ايشان را به چنگ آوردهاند !
عبد المؤمن نيز خلاصهء مطالب حموى را در كتاب « مراصد الاطلاع » خود نقل كرده است .
ابن عساكر از قول سيف دربارهء ابو مفزر چنين مىنويسد :
ابو مفزر پس از فتح حيره در كنار خالد وليد و به ايام خلافت ابو بكر « رض » ضمن اشعارى چنين سروده است :
از ما به خليفه - ابو بكر - پيام بگزار و به او بگو كه : ما به بيش از نيمى از سرزمينها و شهرهاى شاهان ساسانى دست يافتيم .
آن چه را كه تا به اين جا آورديم مطالبى است كه سيف دربارهء « امغيشيا ، و الثنى ، و بشر و فتوح حيره » و كارهاى خالد و نيرنگهاى جنگى او ، در آن جا گفته است ؛ و اين در صورتى است كه بلاذرى با باريك بينى خاصى كه در جنگها و اتفاقات صدر اسلام در كتاب خود نشان داده است و تمام جزئيات آنها را به قلم آورده ، كوچكترين نكتهاى از آنها را از نظر دور نداشته است ، هيچ يك از اين مطالب در كتاب « فتوح البلدان » او ديده نمىشود .
بررسى سند روايات سيف
سند سخنان سيف دربارهء امغيشيا در تاريخ طبرى يكى « محمد بن نويره » است كه در داستان قعقاع گفتيم كه او از آفريدههاى سيف است و وجود خارجى ندارد . ديگرى « بحر بن فرات عجلى » است كه ما چنين راويى را از طريق سيف شناختهايم كه در دو حديث از او نام برده شده ، و چنين نامى در هيچ يك از كتابهايى كه راويان حديث را نام مىبرند و آنان را معرفى مىكنند نيامده است . از اين روى او را نيز از آفريدههاى سيف به حساب آوردهايم .