بر امغيشيا ، تا آن جا كه سپاهيان را از غنايم جنگى بهرهاى فراوان به دست آمده ، آورده سپس اضافه مىكند : ابو مفزر در آن جنگ اشعارى سروده و سپس چهار بيت از اشعار او را آورده است .
اسود ، در جنگهاى « الثنى ، و زميل »
طبرى از قول سيف ضمن حوادث سال دوازدهم از هجرت مىنويسد :
« ربيعة بن بجير تغلبى » با سپاهيان خود در سرزمين « الثنى و بشر » كه همان سرزمين زميل است و قبيلهء « هذيل » ساكن آن جا بودند ، فرود آمد . خالد پس از اين كه از نبرد « مصيخ » آسوده خاطر شد روى به خانب الثنى و زميل كه امروز در قسمت شرقى رصافه قرار دارد نهاد و از سه جانب دشمن را به محاصره گرفت و در تاريكى شب از سه جهت بر آنها حمله برد و تيغ در ميانشان نهاد ، طورى كه حتى بك تن از آنها نتوانست جان سالم از آن معركه به در برد تا خبر اين كشتار مخوف را به ديگران برساند . خالد خمس غنايم جنگى آن جا را به خدمت ابو بكر به مدينه فرستاد .
طبرى در دنبالهء داستان مىنويسد :
قبيلهء هذيل از معركه گريخت و به زميل پناه برد - كه سيف آن جا را بشر مىخواند - و خود را در پناه « عتاب بن فلان » كه در بشر سپاهى عظيم فراهم كرده بود ، كشيد . خالد همان نيرنگ جنگى را كه در الثنى به كار برده بود اين جا نيز به كار بست ، و از سه جانب و شبانگاه بر سپاه عتاب حمله برد و قربان گاهى بزرگ از كشتهء دشمن به وجود آورد كه تا به آن روز چنان كشتار وحشتناكى را به خاطر نداشتند . خالد و سپاهيانش از اين جنگ غنايم بسيار به دست آوردند .
اينها مطالبى بود كه طبى از قول سيف در تاريخ خخود آورده ، و ديگر نويسندگان پس از او همينها را از او گرفته و در كتاب خود نقل كردهاند .
حموى نيز به روايت سيف اعتماد كرده و در ترجمهء الثنى مىنويسد :
« الثنى » به فتح اول و كسر دوم و يا مشدده ، سرزمينى است معروف در شرق « رصافه » كه خاندان تغلب و بنو بجير براى جنگ با خالد در آن جا اجتماع كرده ، لشكر گاه ساختند ؛ ولى خالد با نيرنگى جنگى بر آنها دست يافت و همهء ايشان را از پاى در آورد . اين جنگ در ايام خلافت ابو بكر صديق و به سال دوازدهم از هجرت به وقوع پيوسته ، و ابو مفزر در اشعار خود از آن ياد كرده است .
سپس حموى پنج بيت شعر به نام ابو مفزر و به عنوان شاه بر اين مطالب در كتاب خود نقل كرده است .