Skip to main content

المقدمات الخمس والعشرون في إثبات وجود الله ووحدانيته وتنزيهه من أن يكون جسما أو قوة في جسم من كتاب دلالة الحائرين لابن ميمون ( شرح بيست وپنج مقدمه در اثبات بارى تعالى از كتاب دلالة الحائرين ابن ميمون ) — Page 138

Contributors:

P.138
زيرا شكل عبارت از امرى است كه حاصل از محاطيت به حدّ ويا حدود است وچون جسم متناهي است بناچار داراى حدّ ويا حدودي خواهد بود وآن خود شكل است . وامّا وضع عبارت از هيأتى است كه به سبب نسبت بعضي از اجزاء جسم به بعضي ديگر وهمين طور نسبت آن با أجسام خارجي ديگر براي جسم حاصل مىشود ومعلوم است كه هر جسمي را نسبتي است مخصوص كه بين اجزاء آن مىباشد وهم نسبتي است كه بساير أجسام از قرب وبعد دارد . پس هيأتى كه بسبب اين دو گونه نسبت براي جسم حاصل مىشود وضع ناميده مىشود . پس ثابت شد كه هر جسم خالى از اعراض سه‌گانهء كه كم وشكل ووضع باشد نيست « 1 » .
Footnote
( 1 ) - در اين مقام اين امر را مىخواست مدلل دارد .