Skip to main content

المقدمات الخمس والعشرون في إثبات وجود الله ووحدانيته وتنزيهه من أن يكون جسما أو قوة في جسم من كتاب دلالة الحائرين لابن ميمون ( شرح بيست وپنج مقدمه در اثبات بارى تعالى از كتاب دلالة الحائرين ابن ميمون ) — Page 135

Contributors:

P.135
دايره است پس فساد ونادرست بودن مذهب آنان كه گويند أجسام مركب از اجزاء لا يتجزى است ، أزين برهان ثابت گرديد . وهمين طور أزين برهان نادرستى مذهب آنان كه گويند جسم منقسم بالفعل است باجزاء نامتناهى ثابت شد زيرا بنا بر قول آنان هم لازم آيد كه أجسام مركب از اجزاء لا يتجزى باشد اگر چه خود باين امر تصريح ندارند ، زيرا گويند هر آنچه از انقسامات در أجسام ممكن است بالفعل واقع است وعكس نقيض اين قضية اين مىشود كه آنچه منقسم بالفعل نيست ممكن الانقسام نيست ، خلاصه كلام آنكه چون جسم بالفعل كرى مىباشد « 1 » واز طرفي هر كرهء مركب از آحاد اجزاء مىباشد . بناچار در هر جسمي آحادى از آن اجزاء خواهد بود وهر واحدى از اين آحاد نه بالفعل قابل قسمت است نه بالقوة ، اما اينكه بالفعل قابل انقسام نيست چون فرض ما اين است كه هر يك از آن اجزاء واحد است واگر بالفعل كثير باشد واحد نخواهد بود واما اينكه بالقوة قابل انقسام نيست چون هنگامى كه ثابت شد كه بالفعل قابل انقسام نيست لازم مىآيد كه أصولا ممكن الانقسام نباشد ودرين هنگام اگر تعداد متناهي از آن اجزاء را برگيريم شكى نخواهد بود كه تركيب آنها به نحوى كه از مجموعهء آنها ابعاد وأقطار سه‌گانه ( طول ، عرض وعمق ) حاصل شود ممكن خواهد بود وگرنه لازم آيد كه تركيب اين اجزاء مفيد حجم ومقدار نباشد ولازم آيد كه احجام ومقادير أجسام از تركيب اجزاء درست نشود واين خلاف فرض است وبنابراين هرگاه بر وجهي كه مذكور افتاد اين اجزاء را تركيب كرديم جسمي بوجود خواهد آمد كه متناهي المقدار والعدد است . ونيز بايد گفت كه اين جسمي كه بدين ترتيب بوجود مىآيد ، نسبتي خواهد داشت با ساير أجسام يعنى اجسامى كه گمان كنند كه مركب از اعدادى نامتناهى أزين اجزاء است
Footnote
( 1 ) - گويند شكل طبيعي در أجسام ، شكل كره است وهمهء أجسام قهرا متشكل به شكل كره‌اند واشكال ديگر خلاف شكل طبيعي است ، يعنى اشكالى است كه با قوهء قاسره بوجود آمده است واز كرويت خارج شده است .