Skip to main content

المقدمات الخمس والعشرون في إثبات وجود الله ووحدانيته وتنزيهه من أن يكون جسما أو قوة في جسم من كتاب دلالة الحائرين لابن ميمون ( شرح بيست وپنج مقدمه در اثبات بارى تعالى از كتاب دلالة الحائرين ابن ميمون ) — Page 121

Contributors:

P.121
بر عدمش رجحان نخواهد داشت وبالآخرة وجودش بر عدمش اولويت نخواهد داشت ولازم آيد كه با وجود تحقق سببش با همهء شرايط بازهم موجود نشود ولازم آيد كه آنچه فرض شد كه سبب وجودش باشد ، سبب وجودش نباشد واين خلاف فرض است . بنابراين هنگامى كه سببش با تمام شرايط معتبر در تأثير تحقق يافت ، وجود ممكن بواسطهء وجود سبب واجب خواهد شد « 1 » . وهنگامى معدوم خواهد شد كه سببش معدوم شود ويا شرايط وجهات معتبر در آن تأثير را فاقد باشد ومراد مصنف از تغيير نسبت موجبيّت وجود سبب ، همين است « 2 » . ودر اين هنگام بطور قطع وجود سبب ممتنع خواهد شد « 3 » . پس نتيجهء اين بحث اين شد كه هر امرى كه داراى سبب باشد باعتبار وجود سببش واجب الوجود است وباعتبار ذاتش با قطع نظر از وجود ويا عدم سببش ، ممكن الوجود والعدم خواهد بود وخدا داناتر است .
Footnote
( 1 ) - البتة واجب بر دو قسم است واجب بالذات وواجب بالغير ومنظور در اينجا واجب بالغير است . ( 2 ) - منظورش اين است كه سبب موجود باشد ، لكن شرايط معتبرهء در تأثير را فاقد باشد . ( 3 ) - ممتنع بالغير يعنى بواسطهء عدم سبب .