اوّل اينكه : دو احتمال ديگر ، بعيد است ؛ زيرا پذيرفتن احتمال نخست ، مستلزم اين است كه آن را تأكيد براى جملهء پيشين بگيريم و اين ، بر خلاف اصل است ؛ زيرا گفتن كلمهء نماز ما را از بيان اينكه ايشان در نماز ، ركوع مىكنند بىنياز مىسازد ، چه اينكه از كلمهء نماز ، ركوع نيز فهميده مىشود . همانطور كه از لفظ ركوع ، معناى مشهورش كه همان خضوع و فروتنى است به ذهن مىرسد ، و بدين ترتيب احتمال دوّم هم باطل مىگردد .
دوّم اينكه : رواياتى كه در مورد شأن نزول اين آيه است ، صراحتا نشان مىدهند كه كلمهء « و هم راكعون » در آيهء مذكور ، حال است و مراد از ركوع ، همان ركوع معروف است .
از جمله حديث بلندى كه سيوطى در كتاب الدر المنثور از ابن مردويه نقل مىكند . در آخر حديث آمده است :
رسول خدا ( ص ) بيرون آمد و [ به آن شخص ] گفت : آيا كسى به تو چيزى داد ؟
پاسخ داد : بلى . فرمود : چه كسى ؟ عرض كرد : آن مرد كه ايستاده است . پرسيد :
وقتى آن چيز را به تو داد در چه حالتى قرار داشت ؟ گفت : در حالت ركوع بود .
پيامبر در اين لحظه تكبير گفت و فرمود : هر كس خدا و رسول او و كسانى را كه ايمان آوردهاند به ولايت برگزيند ، حزب اللاه ست كه چيره مىگردد .
مانند اين حديث در اسباب النزول واحدى وارد شده است .
حديث ديگر در الدر المنثور سيوطى و المتفق خطيب است كه از ابن عباس نقل شده است :
على ، انگشترى خويش را در حال ركوع صدقه داد . پيامبر از آن مسكين پرسيد :
چه كسى اين انگشترى را به تو داد ؟ گفت : آن مردى كه در ركوع است . در اينجا بود كه آيهء * ( « إِنَّما وَلِيُّكُمُ الله وَرَسُولُه . . . » ) * از سوى خداوند متعال نازل گشت .
حديث ديگرى نيز در الدر المنثور است كه طبرانى و ابن مردويه از عمار بن ياسر چنين نقل كردهاند كه او گفت :
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 64
مساهمون: الشيخ محمد حسن المظفر
ص٦٤