« ماجراى مخالفت او با بيعت ابو بكر مشهور است . وى به شام رفت و در حوران ، به سال 15 يا به اعتقاد برخى 16 هجرى از دنيا رفت . »
حاكم روايت مىكند : « او در هنگامى كه دو سال و نيم از خلافت عمر مىگذشت ؛ يعنى سال 15 و به روايتى 16 هجرى در حوران درگذشت . » ( 1 )
طبرى مىگويد : « سعد با آنان نماز نمىخواند و در جماعتشان شركت نمىجست و مناسك حج را با ايشان برگزار نمىكرد ، و پيوسته چنين بود تا ابو بكر از دنيا رفت . » ( 2 )
مصنف كتاب الاستيعاب ، در زندگينامهء سعد مىگويد :
سعد بن عباده از بيعت با ابو بكر خوددارى كرد و از مدينه خارج شد و ديگر به مدينه باز نگشت تا آنكه دو سال و نيم بعد ؛ يعنى سال 15 هجرت در دوران خلافت عمر چشم از جهان فروبست . برخى مرگ او را سال 14 و برخى يازدهم ؛ يعنى در دوران خلافت ابو بكر ذكر كردهاند .
ابن اثير در كامل ، در وقايع سال 14 هجرى ، مىگويد : « در اين سال سعد بن عباده از دنيا رفت . برخى سال فوت او را يازده و برخى پانزده ذكر كردهاند . »
ابن ابى الحديد همين مطلب را در چند قسمت از شرح نهج البلاغه ذكر كرده است . و افراد بسيارى اين مطلب را يادآور شدهاند كه مجال ذكر آنها نيست . ابن ابى الحديد مىگويد :
ابو بكر و يا به گفتهء بعضى ، عمر ، با ارسال نامه اى به خالد بن وليد در شام از او خواست كه سعد را به قتل برساند . خالد بن وليد به همراه شخص ديگرى كه گفتهاند نامش محمّد بن مسلمه بود ، شبانگاه كمين كردند و سعد را كشتند و او را در چاه آبى انداختند . فردى كه همراه خالد بود بلافاصله در تاريكى شب اين دو بيت را خواند :
نحن قتلنا سيّد الخزر
ج سعد بن عباده
و رميناه بسهمين
فلم نخطىء فؤاده
هامش
( 1 ) . مستدرك ، ج 3 ، ص 292 .
( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 210 .