پيامبر ( ص ) در مورد جانشينى على تأمل كند ، يقين مىكند كه رسول خدا هيچ كس را به عنوان جانشين تعيين نفرمود و در مىيابد كه خلافت ابو بكر با بيعت اهل حلّ و عقد انجام پذيرفت .
امّا سخنان اين مرد دربارهء اشاعره كه ايشان نمىتوانند دربارهء امامت بحث كنند و از بحث آنان دربارهء امامت تعجّب مىكند آن هم به اين دليل كه آنان معتقدند كه خدا ، آفرينندهء همه چيز است . بايد گفت كه او اين سخن را بسيار تكرار كرده است و جز اين سخن و تصور كردن نتايج محال - به زعم باطل خودش - چيز ديگرى نمىداند . ما بيان كرديم كه هيچ يك از اين سخنان در مورد اشاعره صحيح نيست و تكرار زياد ، كار وى و افراد مانند اوست .
من مىگويم :
در اينجا براى روشن شدن مطلب ، بايد توضيح مفصّلى بدهيم . اين اختلاف كه تعيين امام از سوى خداست يا به عهدهء مردم نهاده شده است هنوز بر جاى مانده است . اماميّه نظر اوّل را پذيرفتهاند و اهل سنّت به نظر دوّم گرايش يافتهاند . و حق با نظريهء نخست است ؛ زيرا :
1 - خداى متعال در قرآن كريم مىفرمايد : * ( « وَرَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَيَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ » ) * ( 1 ) .
2 - چنان كه بيان خواهد شد ، انتخاب مردم موجب تباهى امامت و امت و ديانت مىگردد خصوصا اگر به انتخاب يك شخص - چنان كه علماى اهل سنّت مىگويند - اكتفا كنيم ؛ زيرا چه بسا فرد مورد انتخاب مردم ، هم اكنون فاسق باشد يا در آينده فاسق شود و چون مردم به دين پادشاهان خود هستند و چنان كه مشاهده مىشود تابع هوا و هوسهاى آنانند . با انتخاب چنين فردى ، امامت ، امت و ديانت تباه مىگردد .
3 - گاهى مردم در انتخاب امام اختلاف پيدا مىكنند . ريشه اختلاف در اينجاست كه هر گروهى گمان مىكند كه زمامدار و بزرگ خودش ، شايستهء امامت است و ديگران داراى تمام شرايط امامت نيستند . و يا آنكه به واسطهء دورى ممالك از يكديگر و فراوانى مسلمانان ، امكان شناخت يك شخص واجد شرايط براى همگان ميسّر نباشد و بدين ترتيب به جاى يك تن ، دو يا چند تن به امامت برگزيده مىشوند و اين ، جنگ و
هامش
( 1 ) . قصص / 69 .