بلزوم الجماعة « از حذيفه نقل مىكند كه رسول خدا ( ص ) فرمود :
پس از من ، امامانى مىآيند كه در مسير هدايت من گام برنمىدارند و به سنّت من پايبند نمىباشند . در ميان آنان مردانى برمىخيزند كه دلهايشان ، دلهاى شياطين و ظاهرشان ، ظاهر آدمى است . پرسيدم من چه كنم اى رسول خدا ؟ فرمود :
مىشنوى و اطاعت مىكنى از امير ، اگر چه پشت و شكم تو را زير ضربه بگيرد و مال تو را بستاند .
روايت ديگر ، روايتى است كه مسلم در « كتاب الامارة » باب « الأمر بالوفاء ببيعة الخلفاء الأول » نقل كرده است . در آنجا عبد الرحمن از عبد الله بن عمرو بن عاص حديثى روايت كرده كه در قسمتى از آن ، آمده :
هر كس با امامى بيعت كرد و آنچه در دست و دل داشت در اختيار او نهد ، بايد تا آنجا كه مىتواند از او پيروى كند ؛ و اگر شخص ديگرى با امام به مخالفت پرداخت ، گردنش را بزنيد .
تا آنجا كه عبد الرحمن مىگويد :
پرسيدم ، اين پسر عمويت معاويه به ما دستور مىدهد كه اموال خود را به باطل استفاده كنيم و همديگر را بكشيم ، در حالى كه خداى متعال فرموده : * ( « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْكُمْ وَلا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ » ) * ( 1 ) ، عبد اللَّه لختى سكوت كرد و سپس پاسخ داد : هر جا كه امر به طاعت كرد از او اطاعت كن و هر جا كه امر به معصيت نمود به فرمان او تن درنده .
روايات ديگرى نيز وجود دارد كه تصريح مىكند برخى از امامان ، ستمگرند و با اين حال طاعت از آنان و پذيرفتن دستوراتشان واجب است و هر كس به اندازهء سر سوزن
هامش
( 1 ) . نساء / 29 .