نمىباشد ، چرا كه اجماع در واقع خبرى است حاكى از امر الهى نه خود امر .
امام فخر رازى بر اين مطلب كه ائمه ما از اولى الامر هستند چند اشكال وارد كرده است :
1 - اطاعت از امامان معصوم ، مشروط به شناختن آنها و قدرت دستيابى به ايشان است . لذا اگر اطاعت از آنان پيش از شناختن ايشان واجب باشد ، در آن صورت تكليف بما لا يطاق پيش مىآيد . و اگر وجوب اطاعت پس از آن باشد كه ايشان و مذهبشان را شناختيم ، در اين صورت وجوب اطاعت از آنان مشروط خواهد بود ، در حالى كه ظاهر آيهء * ( « أَطِيعُوا الله وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنْكُمْ » ) * اقتضاى اطلاق و غير مشروط بودن دارد .
اين اشكال چند ايراد دارد :
الف - با اين حساب اطاعت از خدا ، پيامبر و اهل اجماع - بر فرض كه مراد اولى الامر آنان باشند - نيز نقض مىشود .
ب - راه حل اشكال اين است كه بگوييم وجوب اطاعت از امامان معصوم ، مشروط به شناختن و قدرت دستيابى به آنان نيست ، بلكه مطلق است . درست مانند اطاعت از خدا و پيامبر ( ص ) . لذا شناختن آنان و مذهبشان نيز كه در حكم مقدّمه است واجب مىباشد . پس ، تكليف فوق طاقت يا مشروط شدن مطلق ، لازم نمىآيد . تازه شناختن ائمه نيز به واسطهء دلايلى كه حاكى از امامت ايشان است امكان پذير مىباشد . كما اينكه مىتوان احكام را از آنان - مانند به دست آوردن احكام از پيامبر - به دست آورد . زيرا اگر چه مكلَّف به شخص امام و يا پيامبر دسترسى ندارد ، امّا اين كار به واسطهء راويان آنان امكان پذير خواهد شد .
2 - خداوند متعال به مردم امر فرموده تا از اولى الامر اطاعت كنند . كلمهء اولى الامر ، جمع است و از نظر شيعه در هر عصرى يك امام بيشتر وجود ندارد و حمل كردن لفظ جمع بر معناى مفرد ، بر خلاف ظاهر است .
پاسخ اين است كه مراد از لفظ اولى الامر در آيه جمع مىباشد ، امّا با عنايت به توزيع آن در زمانهاى مختلف . و اين نكته با ظاهر آيه منافاتى ندارد .
3 - خداوند متعال مىفرمايد : * ( « فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوه إِلَى الله وَالرَّسُولِ » ) * ( 1 ) اگر مراد از
هامش
( 1 ) . نساء / 59 .