در عمل به او نسبت مىدهند ! به خدا سوگند ! اينان كه بىجهت نام مسلمانى بر خود نهادهاند ما را نزد اقوام و ملل خارجى رسوا كردهاند . اگر فردى از اين ملل خارجى بيايد و كتابى را كه به زعم جمهور آنانى كه خود را مسلمان مىخوانند ، صحيحترين كتاب پس از قرآن است ، بگشايد و به اوّلين صفحه آن نظر كند و اين خرافه و افسانهء زشت را در آن ببيند ، چه خواهد گفت ؟ ! اسلام چگونه در ذهنش جلوه خواهد كرد ؟ ! و از نظر او پيامبر پاك و پاكيزه چه رتبه اى از صدق و معرفت و عقل خواهد داشت ؟ ! آنچه كه اين حديث را تكذيب مىكند ، روايتى است كه بخارى آن را از ابو سلمه در تفسير سورهء مدّثر آورده است . مىگويد :
از جابر بن عبد الله پرسيدم كدام قسمت از قرآن اوّلين بار نازل شد ؟ گفت : * ( « يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ » ) * ( 1 ) . گفتم : آيا فكر نمىكنى كه * ( « اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ » ) * ( 2 ) باشد . گفت :
من جز به آنچه رسول خدا ( ص ) گفته ، تو را خبر نمىدهم . رسول خدا ( ص ) گفت :
در غار حراء بودم . چون مدت اقامتم در آنجا تمام شد ، فرود آمدم . در دامنه كوه كه بودم ندايى شنيدم . به جلو ، عقب ، راست و چپ خود ، نگاهى كردم ، ديدم كه بين آسمان و زمين بر روى صندلى نشسته است . نزد خديجه آمدم و گفتم : مرا بپوشانيد و آبى خنك به رويم بريزيد . در اين حال آيهء * ( « يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ ، قُمْ فَأَنْذِرْ وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ » ) * نازل شد .
اين روايت صراحتا مىگويد كه روايت سابق كه مىگفت اوّلين آيه اى كه نازل شد :
* ( « اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ » ) * بود ، دروغ است . ممكن است گفته شود كه هر دو حديث يكديگر را تكذيب مىكنند ، لذا رها مىشوند و از اين لحاظ كه هر دو رها مىشوند به هم شبيهاند .
2 - روايتى كه مسلم آن را در كتاب « الفضايل » باب « وجوب امتثال ما قاله شرعا دون ما ذكره من معائش الدنيا على سبيل الرأى » و احمد آن را از عايشه ، نقل كردهاند كه گفت :
هامش
( 1 ) . مدّثر / 1 .
( 2 ) . علق / 1 .