است ، اشاره مىكنيم . اين وجوه را - كه ده وجه مىشود - بزرگترين دانشمندان اهل سنّت و فاضلترين متأخران آنان فخر الدين رازى بيان كرده است :
الف - آيات دال بر نسبت فعل به بنده : * ( « فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا » ) * ( 1 ) ، * ( « فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ » ) * ( 2 ) ، * ( « إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ » ) * ( 3 ) ، * ( « ذلِكَ بِأَنَّ الله لَمْ يَكُ مُغَيِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ » ) * ( 4 ) * ( « بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَمِيلٌ » ) * ( 5 ) ، * ( « فَطَوَّعَتْ لَه نَفْسُه قَتْلَ أَخِيه فَقَتَلَه » ) * ( 6 ) ، * ( « مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً يُجْزَ بِه » ) * ( 7 ) ، * ( « كُلُّ امْرِئٍ بِما كَسَبَ رَهِينٌ » ) * ( 8 ) ، * ( « وَما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي » ) * ( 9 ) .
فضل مىگويد :
بدان كه نص ، چيزى است كه در آن احتمال خلاف مقصود نرود . پس هر يك از آيات قرآن كه چنين باشد و مكلف با علم به آن ، به مخالفت پردازد ، كافر است . پناه بر خدا از اين عمل . امّا مخالفت با آياتى از قرآن مجيد كه محتمل چند وجه است ولى چنان نيست كه احتمال خلاف مقصود در آن نرود ، كفر نيست بلكه قابل اجتهاد است و ترجيح چيزى است كه به مدلول كتاب مناسبتر و نزديكتر است . شگفت از اين مرد كه آياتى را جمع آورى كرده كه امام رازى آنها را آورده تا احتمال آنچه را كه مخالف مذهب اهل سنت است از آنها رفع كند . امام رازى تمام اين آيات را مىآورد و موافقت مذهب اهل سنت را با آنها بيان مىدارد . از سوى ديگر احتمال تطبيق آن آيات را بر مذهب معتزله دفع مىكند . در حالى كه اين مرد تمام آيات را ذكر و آنها را مؤيد مذهب خود قرار مىدهد اما بيان امام رازى را در تأويل آيات و تطبيق آنها بر مذهب اهل سنت و جماعت نمىآورد ! اين كار دليل بر نهايت حماقت و حيله گرى و تعصّب و نادانى او است . آيا از اينكه كسى به كتابش بنگرد ، شرم نمىكند ؟ ! مثل وى در اين كار ، مثل كسى است كه در ميدان جنگ تيرهايى را كه گروهى از مردان سپاهش را كشته ، جمع و آنها را از شكم ، سينه و ران دوستان و ياران خود بيرون كشيده است . با اين حال افتخار مىكند كه تيرهايى مرد افكن داريم امّا نمىداند كه اين تيرها دوستان و يارانش را كشته است ! پناه بر خدا از جهل و تعصب .
اينكه اين آيات را دليل بر مذهب باطل خود قرار داده ، از باب اقامهء دليل بر غير محل
هامش
( 1 ) . مريم / 37 .
( 2 ) . بقره / 79 .
( 3 ) . انعام / 116 .
( 4 ) . انفال / 53 .
( 5 ) . يوسف / 18 .
( 6 ) . مائده / 30 .
( 7 ) . نساء / 123 .
( 8 ) . طور / 21 .
( 9 ) . ابراهيم / 22 .