اين تفسير درست گرايش ايرانيان به مذهب شيعه و ترك مذاهب ديگرى است كه نه قرن بدان پاى بند بودهاند . هر تفسيرى غير از اين ، جنايت در حق مسلمانان ايران زمين ؛ يعنى قوم سلمان محمدى ، و مذهب آل محمد ( ص ) است كه خداوند هر گونه پليدى را از آنان زدوده و آنها را از هر گونه زشتى و آلودگى پاكيزه گردانده است .
اين تفسير ، نه اجتهاد شخصى ماست و نه يك تحليل تاريخى ، بلكه ترجمهء امينى است از سخن رسول خدا ( ص ) كه دربارهء ايرانيان فرمود :
« اگر علم در ثريا باشد مردانى از ايران ، آن را به چنگ آورند . »
« اگر دين در ثريا باشد ، ايرانيان بدان دست يابند . »
« اگر ايمان در ثريا باشد ، مردم ايران ، آن را به چنگ آورند . »
من معتقدم كه تمام اين الفاظ را رسول خدا ( ص ) فرموده است . زيرا در واقع ، بين معانى آن هيچ تفاوتى وجود ندارد ؛ به دين حق نمىتوان راه يافت مگر به كمك ابزارهاى علم و معرفت صحيح ، و به ايمان خالى از هر گونه شائبه اى نمىتوان رسيد مگر از راه علم و معرفت الهى كه از منابع اصلى دين گرفته شده باشد . تمام اين معانى در اهل ولايت ؛ يعنى اهل بيت ( ع ) جمع شده كه فرزدق شاعر ، آنان را بدين گونه ستوده است :
من معشر حبّهم دين و بغضهم
كفرو قربهم منجى و معتصم
يستدفع السوء و البلوى بجبّهم
و يستزاد به الاحسان و النعم
مقدم بعد ذكر الله ذكرهم
فى كل فرض و مختوم به الكلم
ان عدّ اهل التقى كانوا ائمتهم
او قيل من خير اهل الارض قيل هم
بيوتهم فى قريش يستضاء بها
فى النائبات و عند الحكم ان حكموا
( 1 ) آنان كه دوستيشان ، دين و كينه و دشمنى با آنان كفر است و نزديك شدن به ايشان راه نجات و پناهگاه محكم .
بدى و گرفتارى با دوستى آنان از ميان مىرود و نيكى و نعمت با آنان رو به فزونى مىنهد .
ياد آنان پس از ياد خدا ، در هر كار واجبى مقدم است و سخن با ذكر آنان به پايان مىرسد .
چون سخن از پرهيزكاران به ميان آيد ، آنان ( اهل بيت ) پيشواى ايشانند و چون پرسيده
هامش
( 1 ) العوالم ، ج 18 ، ص 196 .