40 - بگرفتيم او را و سپاه او را و بينداختيم ايشان را اندر دريا و او نكوهيده
41 - و اندر عاد « 1 » چون بفرستاديم بر ايشان باد شوم بىبر « 2 »
42 - نه گذاشت هيچ چيز مگر كه كرد آن را چون ريزيده « 3 »
43 - و اندر ثمود چون گفته شد ايشان را كه برخوردارى گيريد تا هنگامى « 4 »
44 - ندارى ( ؟ ) بيرون شدند « 5 » از فرمان خداى ايشان و بگرفت ايشان را صاعقهاى آتش و ايشان مىنگرند « 6 »
45 - و نتوانستند هيچ برخاستى « 7 » و نه بودندشان يارى دهندهاى
46 - و گروه نوح پيش آن « 8 » كه ايشان بودند گروهى تباهكاران
47 - و آسمان را بنا كرديم بدستها ، و ما فراخ آفرينندهايم « 9 »
48 - و زمين را بگسترانيديم و نيك گسترانيديم « 10 »
49 - و از همه چيزى بيافريديم جفت « 11 » تا مگر شما پند گيريد
50 - بگريزيد سوى خداى كه من شما را ازو بيم كنندهاىام هويدا
51 - و مه كنيد با خداى عزّ و جلّ خداى ديگر كه منم شما را ازو بيم كنندهاى هويدا
هامش
( 1 ) گروه عاد . ( صو )
( 2 ) باد بى منفعت . ( صو )
( 3 ) دست باز نداشت از هيچ چيزى كه بگذشت بر وى مگر بگردش چون استخانهاى ريزيده و پوسيده . ( صو ) كالرميم .
( 4 ) برخوريد تا گاهى . ( صو )
( 5 ) گردن بزدند ( صو ) فعتوا .
( 6 ) ايشان را آتش جهنم يا بانگ جبرئيل و ايشان همى نگريستند . ( صو )
( 7 ) ايستادن . ( صو )
( 8 ) از پيش . ( صو )
( 9 ) و آسمان برآورديمش بنيرو و ما توانا بوديم . ( صو )
( 10 ) گسترانيدگانيم . ( صو )
( 11 ) دو جفت . ( صو )