نگاه كردند هرمزد بود پسر نوشروان . و بفرمود تا اسب او را گوش و دنباله ببريدند ، و هرمزد را يك سال محبوس گردانيد ، و پيش خويشتن نگذاشت . و ازين جنس بسيار است ، و اندر سير « 1 » ملوك بگفته آمدست .
و اين قصّهء مولود پيغامبر عليه السّلم و حديث نوشروان و ملوك عجم گفته آمدست بجايگاه خويش . « 2 » و پيش از آن كه مبعث پيغامبر عليه السّلم بود مردمان يمن را علامتها پيدا همى آمد كه پيغامبر عليه السّلم بيرون خواهد آمدن ، و چون مبعث پيغامبر عليه السّلم بود رسولان را بهر طرفى فرستاد ، و هم چنان علامتها پيدا همى آمد . و اين بگفته آمدست . « « 3 » » پس مردمان يمن همه اسلام آوردند و گفتند كه : اين دين حقّ است ، و همه مسلمان شدند بىآنكه پيغامبر عليه السّلم هيچ كس را بديشان فرستاده بود تا ايشان را دعوت كرد . و رسولى بيرون كردند و پيش پيغامبر عليه السّلم فرستادند ، و گفتند كه : ما را كسى بفرست تا فرايض و سنّت بما آموزاند . « 4 » پس پيغامبر عليه السّلم معاذ جبل را سوى ايشان فرستاد ، و از پس او يك يك و دو دو مىفرستاد ، و آن مردمان همه مسلمان شدند ، و كار پيغامبر عليه السّلم قوى گشت ، و غزوها و فتوحها بسيار گشت ، و آن كافران اغلب بدست او هلاك شدند . و اين قصّهها هر يك بجاى خويش بگفته آمدست .
پس چون وقت وفات پيغامبر عليه السّلم اندر آمد اسود الكذّاب برخاست و دعوى پيغامبرى كرد . و مردمان يمن او را بكشتند ، و پيغامبر عليه السّلم اندران بيمارى بر ايشان دعا كرد . و اين قصّه اندر سورة محمّد بگفته آمدست .
هامش
( 1 ) سيرتهاى . ( صو )
( 2 ، 3 ) مجلد دوم ص 342
( 4 ) بياموزد . ( صو )