و سلطان ، داد سخن مىدهد و نكتهاى را فروگذار نمىكند ، يا حوادثى را كه جز در عالم خيال و پندار نبوده ، جعل و نقل مىكند ، يا از كسانى سخن مىگويد كه قابل ذكر نيستند و يا اصلا وجود نداشتهاند .
در عين حال مىبينيم شخصيتهايى را كه در تاريخ اهميت و قدر و منزلت خاصى داشتند به كلى از ياد مىبرد ، يا در بيان نقش تاريخى آنان خود را به نادانى مىزند و حوادث با اهميتى را كه از همان فرمانروا يا ديگران سر زده و در سرنوشت امت و آيندهء آنان نقش مهمى داشته و تأثير به سزايى در تغيير مسير تاريخ ايفا نموده است ، فرو مىگذارد و يا آشفته و مبهم بيان مىكند و در پردهاى از كتمان و ابهام در مىپيچد .
كتاب حاضر از دو جهت اهميت ويژه دارد :
1 . در اين تأليف ، نويسندهء گرانمايه با ديدى محققانه به تجزيه و تحليل وقايعى همت گمارده است كه به طور مستقيم يا غير مستقيم با زندگانى امام حسن عليه السّلام ارتباط دارد و در مواردى آن حضرت نقش فعالى در تكوين آن بر عهده داشته است ، مثل داستان مباهله و بيعت رضوان .
2 . بر خلاف تاريخنگاران و سيرهنويسان ، به نقل حوادث و تاريخچهء زندگانى امام حسن مجتبى عليه السّلام نپرداخته ، بلكه زندگانى سياسى آن جناب را به طور دقيق تجزيه و تحليل كرده است .
البته همهء شئون زندگى امامان عليهم السّلام در رابطهء تنگاتنگ با مسائل سياسى - اجتماعى جامعه بوده و هيچ كدام به عنوان امام و رهبر معنوى امت اسلامى نمىتوانستند از سير حوادث و امور جارى مسلمانان بر كنار باشند ، مگر اين كه مصلحت اقتضا كرده باشد كه مدتى در موضوع خاصى غير از امامت به تقيه پرداخته باشند ، كه همين هم به نظر ما يك موضعگيرى سياسى مهم است و نبايد از نقش و اهميت مهم آن كاسته شود .
الحياة السياسية للامام الحسن ( ع ) ( تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 13
مساهمون: سيد جعفر مرتضى العاملي
ص١٣