جاى او تعيين نمودند و ازآنپس هركس نزد او مىآمد و از وى تقاضاى تدريس مىنمود مىگفت : اكنون خانهام كرايهاى و نانم خريدنى و شما هم با تماس گرفتن با من ، خود را به رنج گرفتار نكنيد و از كسى بهرهگيرى نمائيد كه اينك به جاى من ، تدريس مىنمايد فصيحى پس از آن ، از مردم كناره گرفت و با آنان ، مصاحبت ننمود و گاهى كه او را از گوشهگيرى سرزنش مىكردند با ابيات زير به آنان پاسخ مىداد :
اللّه احمد شاكرا * فبلاؤه حسن جميل
أصبحت مستورا معا * فا بين أنعمه أحول
خلوا من الاحزان خف ال * ظهر يقنعنى القليل
حرا فلا منّ لمخ * لوق عليّ و لا سبيل
لم يشقنى حرص على ال * دنيا و لا أمل طويل
سيّان عندى ذو الغنى ال * متلاف و الرجل البخيل
و نفيت باليأس المنى * عنّى فطاب لى المقيل
و الناس كلّهم لمن * خفّت مئونته خليل
- خدا را شكرگزارى مىنمايم و گرفتارى او را به خوبى مىپذيرم .
- و درحالىكه از نعمتهاى خداى متعال ، كمال برخوردارى را دارم ، گوشهء انزوا را برگزيدهام .
- و پشتم را از بار منت ديگران به آزار نياورده و به اندكى قناعت كردهام .
- آرى آزادم و بار منت مخلوق را بر دوش خود هموار نمىكنم و راهى از جهت آنان بهسوى خود باز نمىنمايم .
- آز و حرص و آرزوى دراز دل مرا ، تيره نمىسازد .
- و ثروتمند و بخيل از نظر من يكسانند .
- از هرگونه آرزوئى نااميدم و به اندكى مىسازم و از آن شادم .
- و مىدانم كه مردم با افراد سبكبار دوستند .
شيخ اجل ابو الفتوح رازى در تفسير فارسيش در ذيل تفسير آيه
فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ :
« بهر اندازه كه از زنان ، متمتع و بهرهمند مىشويد حق آنها را