لقد علمت قريش حيث كانت * بأنك خيرها حسبا و دينا « 1 »
الا اى معاويه اى پور حرب * كه كورانه كوبى بهر سوى درب
به ماه صيام اى بدروزگار * به قتل على كرديم داغدار
ربودى ز دست من بينوا * تو مر بهترين آفريدهء خدا
مر آن كس كه پوشيده بهتر فعال * به راه خداوند صاحب جلال
مثانى ز قرآن و ز آن پس مئين * تلاوت كند آن خدا را امين
چو با شخص حيدر شوى همكلام * عيان بينى از وى تو بدر تمام
قريش آنكه برده ز عالم نسب * شناسد على را به نيكو حسب
ابو حيان مالكى مغربى در كتاب ارتشاف - كه در نحو تأليف كرده ، خود نسخهء قرائت آن كتاب را كه خط خود ابو حيان هم در آن مشاهده مىشد ديدهام - مطالبى راجع به ابو الاسود گفته است . . .
شيخ پيشين ابو حاتم احمد بن حمدان رازى يكى از اعلام اماميه و معاصر على بن بابويه بود ، كتابى « 2 » در ردّ كتاب محمد بن زكريا طبيب رازى كه دربارهء الحاد و بيهوده بودن مراتب نبوت و شرايع انبيا نگاشته ، تأليف نموده است « 3 » پس از نقل كلام آن ملحد مىنويسد : بطورىكه پيش از اين نوشتيم ريشهء اصلى لغتها از ناحيهء پيمبران عليهم السّلام به دست آمده است . ازآنپس كه پيمبرى بر وجود اقدس حضرت رسول اكرم ( ص ) ختم
هامش
( 1 ) - ابيات بيشتر ، با اندك اختلافى از اين سوك سروده را مؤلف اعيان الشيعة در جلد 3 ؛ صفحهء 403 آورده است و اشعار ديگرى هم از او نقل كرده است :يقول الارذلون بنى قشير * به طول الدهر ما تنسى عليا
احب محمدا و بنيه حقا * و عباسا و حمزة و الوصيا
فان يك حبهم رشدا اصبه * و لست بمخطئ ان كان غيّا( 2 ) - الزينة تأليف ابو حاتم احمد بن حمدان رازى كه بر ردّ كتاب محمد بن زكريا طبيب رازى نگاشته است به سال 1958 ميلادى ، در دو مجلد در مصر چاپ شده است - م .
( 3 ) - مؤلف در حاشيهء خود مىنويسد : نسخهاى كهن كه تصحيح شده است هماكنون در دار المرز كازرون موجود مىباشد .