آنكه مراتب نحو را از حضرت مولا على عليه السّلام فراگرفت به جمعآورى حدود و غوامض كلمات عربى پرداخت و يادداشتهاى خويش را كه در ضمن اوراقى گرد آورده بود به اطلاع حضرت مولا على عليه السّلام تقديم داشت . حضرت مولا نتيجهء زحمات او را تمجيد كرد ، و فرمود : « نعم ما نحوت : چه نيكو است آنچه را گرد آوردهاى فضلاى پس از او جملهء مباركهء حضرت مولا على عليه السّلام را به فال نيك گرفتند و آن علم را نحو ناميدند . پس از آن گروهى از ابو الاسود آن علم را فراگرفتند و روز به روز به قواعد و حدود اين علم افزوده مىشد تا نوبت به خليل و شاگردش ، سيبويه رسيد .
مؤلف گويد : پوشيده نيست آغاز به وجود آمدن نحو به صورتهاى مختلف نقل شده است ، بهطورىكه ابن انبارى مسبب اصلى را رسول خدا ( ص ) نام برده و از حضرت او روايت كرده است و ديگرى نخستين مدوّن آن علم را حضرت مولا على عليه السّلام مىداند و از آن جناب روايت مىكند و نيز پارهاى از مطالب بىاساس ديگر را ذكر كرده است كه پيش از اين بدان اشاره كرديم .
بايد توجه داشت ، ابو الاسود يكى از سرايندگان شيعه است و از بعضى از مواضع نكوهش از او استفاده مىشود و بطورىكه به خاطر دارم ممكن است در گواهى دادن به وصايت و خلافت بلافصل حضرت مولا على عليه السّلام كتمان كرده باشد .
آرى مرثيهاى كه در سوك حضرت مولا على عليه السّلام سروده است مشهور است و همين سوك سرودهء او را ابن اثير در كامل و مالكى در الفصول المهمة و ديگران در آثار خود آوردهاند و اين سوك سروده دليل بر عقيدهء پسنديده اوست و پارهاى از آن در اينجا آورده مىشود .
ألا فابلغ معاوية بن حرب * فلا قرت عيون الشامتينا
أ في شهر الصّيام فجعتمونا * بخير الناس طرا أجمعينا
قتلتم خير من ركب المطايا * و رحلها و من ركب السفينا
و من لبس النعال و من حذاها * و من قرء المثاني و المئينا
اذا استقبلت وجه ابى حسين * رأيت البدر راع الناظرينا