اين سيد در اوايل روزگار شاهتهماسب صفوى - كه مصادف با 959 هجرى بوده است - مىزيسته و براى چگونگى احوال و آثار او بايستى به تاريخهاى صفويه مراجعه كرد .
احسائى منسوب به حسا و شهر معروفى است نزديك به بصره كه آنجا را احسا و حساء هم مىگويند .
شيخ نور الدّين على بن احمد بن محمّد بن ابى جامع عاملى « 1 »
وى يكى از شاگردان شهيد ثانى بوده است و كتاب شرح لمعه را از خدمت
هامش
( 1 ) - سيد صدر در تكملهء امل الآمل مىنويسد : شيخ نور الدّين على در دانش و فضيلت بر ديگران برترى داشته است و با آنكه نامش در اجازات و روايات زياد برده شده مؤلف امل از وى نامى نبرده است .
شيخ جواد محيى الدّين در رسالهاى كه به منظور شرح حال آل ابى جامع نوشته است اظهار مىدارد نخستين كسى كه از اين خاندان هجرت كرد شيخ على مترجم حاضر بود و جدش به مناسبت اينكه در بلاد جبل عامل مسجد جامعى بنيان كرده بود او را ابو جامع مىگفتند و خاندان او بدين نام شهرت پيدا كرد . علت مهاجرت شيخ على آن بود كه پس از شهادت شهيد ثانى كه وضع بلاد جبل رو به سختى گذارد و تقيه همه جاى شيعه را فراگرفت شيخ على نور الدّين به اتفاق بستگانش از محل خود عزيمت كرد و به كربلا وارد شد . همزمان با او سيد محمد عاملى هم به كربلا آمد . شيخ على عالم ثروتمندى بود و نيازى به مردم نداشت . يكى از ثروتمندان كه جامعى در برابر ضريح مطهر ساخته و حرم حسينى را تعمير كرده بود در هنگام مرگ اين دو شخصيت را وصى خود قرار داد . خبر وصيت وى شهرت يافت و سلطان عثمانى به دستگيرى اين دو بزرگوار فرمان داد . سيد محمد كه در كربلا بود دستگير شد و شيخ على كه در نجف بود مأمور براى دستگيرى وى به نجف رفت و به وساطت سيد حسين كمونه هر دو تن نجات يافتند . سيد محمد به مكّه رفت و شيخ على عازم ايران گرديد . به خواهش سيد مطلب كه عالم آنجا بود ماندگار شد . سپس به همراه او به حويزه رفت و همانجا اقامت گزيد تا درگذشت . اعيان الشيعة مجلد 8 ، مىنويسد : خاندان شيخ على علاقه زيادى به شرح لمعه داشتند و شيخ جواد محى الدّين عمرش را در تدريس شرح لمعه به پايان رسانيد و سال 1005 هجرى در حويزه رحلت كرد . جنازهء او را به نجف اشرف حمل كردند و پس از 12 روز به نجف رسيد و نخستين جنازهاى بود كه از حويزه به نجف نقل داده شد .
مؤلف اعيان مىنويسد : سال درگذشت ( 1005 ه ) با سال اجازهء او ( 1015 ه ) كه صاحب تكمله نوشته است منافات دارد - م .